مناجات با خدا

غرق گنه نا امید مشو زدربار ما

که عفو کردن بود در همه دم کار ما

بنده ی شرمنده تو خالق بخشنده من

بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما

توبه شکستی بیا هرآنچه هستی بیا

امیدواری بجوی زنام غفار ما

در دل شب خیز و ریز قطره ی اشکی زچشم

که دوست دارم کند گریه گنهکار ما

خواهم اگر بگذرم از همه ی عاصیان

کیست که چون و چرا کند زکردار ما

وای بر آنکو نگشت نادم از عصیان خویش

هلاک گردد به حشر در یم قهار ما

اگر چه ( تابع ) شوی غرق معاصی بیا

دست توسل بزن به آل اطهار ما

تابع

روحش شاد

*****

اومدم آشتی کنم وقتشه حالا  آخدا

روت و برنگردون از من،جون مولا آخدا

من می خوام ساده و بی پرده باهات حرف بزنم

مِثِه اون چوپون که بود دوره ی موسی آخدا

هر چی بنده بد باشه، تو زود ازش راضی می شی

نمی خوای میون مردم بشِه رسوا آخدا

من که روشو ندارم، اِسمتو برلب بیارم

امّا تو گفتی بیا بگو خدایا  آخدا

بَدَم و، یه عُمریه برای این که خوب بشم

می کنم هِی با خودم امروز و فردا آخدا

کی می تونه به تو نارو بزنه، رو راس نشه

خال تو بالاتَره از همه خالا آخدا

من می خوام غیر خودت به هیچ کسی رو نندازم

دَستامُو دراز کنم پیش تو تنها آخدا

تو که بهتر از همه می دونی من چی کاره ام

جونِ مولا - نزنی پَردَه مو بالا آخدا

تو که بیشتر از خودم تُو مردم آبروم دادی

می دونم نمی کنی مشت منو وا آخدا

باورم نمی شه فردا تو منو بسوزونی

دشمن مولا بایسته به تماشا آخدا

هر چی من بد می کنم بازم تو خوبی می کنی

نه با من با هر بَدی خوب می کنی تا آخدا

بَدی مو قبول دارم تو خوبی کن به روم نیار

چون کوتاهه پیش تو دیوار حاشا آخدا

به گُل روی علی و بچّه هاش خوارم نکن

بی اونا  چی کار کنم روز مبادا آخدا

بَس کی بد سرزده از من دیگه سَرخورده دلم

به سرم هرچی بیاد حَقَّمه امّا  آخدا

دیده رو، ندیده گیر، منو به اربابم ببخش

مَردِ مَردا  پسر بی بی و مولا آخدا

همونی که همه ی دیونه  هام دیونه شن

که نداشت یه ذَرّه از دُشمنا پَروا آخدا

اونی که به زیر بار زور نرفت و کشته شد

با لب تشنه کنار دو تا دریا آخدا

دست آخر اومدن خیمه هاشم آتیش زدند

بچّه هاشم فراری همه به صحرا آخدا

تو اگه بخوای بشه"انسونی"ام آدم می شه

لُری می گم، منو بپّا  آخدا

انسانی

*****

ممنونتم یه بار دیگه درِ خونت زانو زدم

واسه قبولی دعام بازم پیش تو رو زدم

من میدونم چه كاره ام، من میدونم كه روسیام

امّا خودت گفتی اگه حاجت دارم پیشت بیام

حاجت اوّلم اینه: خدا آقامو برسون

دیگه بسه خسته شدم از دوری صاحب زمون

یعنی بدا دل ندارن؟ مگه آقا برا خوباس؟

توی همین آدم بدا، حسابِ عاشقا جداس

آره درسته آخدا، عاشق گُنا نمیكنه

اما آقام مهربونه، منو رها نمیكنه

با اینكه من گنهكارم، میدونه كه دوسش دارم

آقای من خوب میدونه كسی رو جز اون ندارم

بدونِ یار مهربون، زندگیمون حروم میشه

میدونم آخرش میاد، غصه هامون تموم میشه

حاجت دوّمم چیه ؟ منو ببر به كربلا

یا كه براتمو بده، بازم برم امام رضا

شب های جمعه همیشه زودی دلم پر میگیره

با ذكر یا كرب و بلا زندگی از سر میگیره

یاد اباالفضل می كنه، كنار نهر علقمه

یاد همون سرداری كه گرفته بوی فاطمه

یاد خیام بی عمو، اشك چشای بچه ها

كه نا امیدن و میگن: عمو بیا عمو بیا

بارون می باره از چشام به یاد عمّه ای غریب

به یاد اون خانمی كه به لب داره أمَّن یجیب

میگه الهی بمیرم حسین من یار نداره

می مُردم و نمی دیدم كه اون علمدار نداره

میگذره و میاد همون لحظه كه بین دشمنا

تنها میشه برادرش، ای وای سرش میشه جدا

میاد میون گودی و می بوسه رگ های داداش

تا سَرُو بالا می كنه، به نیزه می افته نگاش

آقام غریب رو نیزه ها آیه ی قرآن میخونه

یه شب میاد با دخترش می شینه كنج ویرونه

دخترمیگه بابا دلم تنگ شده بود برا نگات

بابا میگه كه دخترم: فدای لرزش صدات

دخترمیگه بابا ببین به زخم دل نمك زدن

رو نیزه ها خودت دیدی چطور منو كتك زدن

میگه بابا ببین شدم شبیه زهرا مادرت

تو این شبا خیلی زیاد زحمت دادم به خواهرت

دامنِ من آتیش گرفت، موی سرم سفید شده

خواب می دیدم دیشب كه باز یه فاطمه شهید شده

خدا به آبروی اون شهید دشت كربلا

به حق شاه تشنه لب، حاجتامونو كن روا

تو یاری كن رهبرمون، شفا بده مریضامون

سایبونِ رحمتتو خودت نگهدار برامون

بازم ببخش گناهمو، به حق آسمونیات

تا به ابد من می مونم، ( اسیرِ ) مهربونیات

حمید رمی

*****

الهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی وآن دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان سینه پر دود

زبانم را به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد

دلی در وی درون درد و برون درد

دلم را داغ عشقی بر جبین نه

زبانم را بیانی آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد

چکد گر آب از او آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور

چراغی زو به غایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده ام را

فروزان کن چراغ مرده ام را

ندارد راه لطفم روشنایی

ز لطفت پرتوئی دارم گدائی

اگر لطف تو نبود پرتو انداز

کجا فکر و کجا گنجینه راز

ز گنج راز در هر گنج سینه

نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود به هر رنج

پشیزی کس نیابد ز آن همه گنج

چو در هر گنج صد گنجینه داری

نمی خواهم که نومیدی گذاری

به راه این امید پیچ در پیچ

مرا لطف تو می  باید دگر هیچ

وحشی بافقی

*****

اى دل زچه رو طاعت دادار نكردى؟

خوفى زعذاب و شَرَرِ نار نكردى؟

یك عمر تو را داد خدا مهلت و هیهات

دل را بَرى از صحبت اغیار نكردى؟

گفتم كه مكن پیروى از نفس بداندیش

كردى تو از او پیروى و عار نكردى؟

گفتم كه مرو از ره بیراهه كه چاه است

رفتى و هراسى زشب تار نكردى؟

گفتم به ره خیر بكن سیم و زر ایثار

بس سیم گرفتى و زر ایثار نكردى؟

گفتم كه مزن تیشه تو بر ریشه اسلام

رحمى تو بر این نخل پر ازبار نكردى؟

مزد زحمات على و آل ندادى

شرمى ز رخ احمد مختار نكردى؟

دستى به سر طفل یتیمى نكشیدى

وز پاى به ره مانده برون خار نكردى؟

در مرگ كسى قطره اشكى نفشاندى

همدردى خود را به كس اظهار نكردى؟

جز فتنه و شر از تو دگر كار نیاید

از خیر چه دیدى كه تو این كار نكردى؟

صد بار بدى كردى و دیدى ثمرش را

نیكى چه بدى داشت كه یك بار نكردى؟

«ژولیده» مزن دَم به عمل كوش كه كارى

از بهر خود از گفتن اشعار نكردى؟

ژولیده

*****

يا رب ار نگذري از جرم و گناهم چه كنم؟

ندهي گر به در خويش پناهم چه كنم؟

گر برانّي و نخواني و كني نوميدم

به كه روي آرم و حاجت زكه خواهم؟ چه كنم؟

گر ببخشي گنهم ، شرم مرا آب كند

ور نبخشي تو بدين روي سياهم چه كنم

نتوانم كنم انكار گنه ، يك ز هزار

كه تو بودي به همه حال گواهم ، چه كنم

بار الها كرمي ، مرحمتي ، امدادي

كاروان رفته و من مانده به راهم ، چه كنم

دوش مي گفت شفق بار خدايا كرمي

كه من آشفته دل و نامه سياهم چه كنم

حجت الاسلام بهجتي شفق

*****

صفحه اصلی

گالری

چهارده معصوم (ع)

دیگر مناسبت ها

احادیث

اخبار هیئت

آموزش

متفرقه

دانلود

تماس با ما

عضویت / ورود