فنون مداحی (ابوالفضل هادی منش)

 

همان طورى که مى دانید هر هنرى ، فنون مخصوص خود را داراست که باعث قوام آن هنر شده و فراگیرى آن و بر کیفیت و پیشرفت آن کار مى افزاید. در هنر ستایشگرى و مدیحه سرایى اهل بیت علیهم السّلام نیز فنون و قواعدى وجود دارد که شخص مداح پس از گذشت سال ها تجربه ، دیدن استاد، و اداره مجالس گوناگون به آنها دستیابى پیدا مى کند. نکته مهمى که در فنون مداحى وجود دارد این است که بیان این فنون صرفاً جنبه استحسان دارد و اگر در همان مرحله تئورى باقى بماند، هیچ گونه کارآئى و بهره اى نخواهد داشت و یادگیرى تئوریکى در این فنون نمى تواند مشکل گشا باشد. صرف اطلاع از فنون دردى را دوا نخواهد کرد چه بسا خیلى ها هم با این فنون آشنائى دارند ولى قادر به پیاده کردن آن نمى باشند و نحوه به کار بستن آن را در اثر کم تجربگى نمى دانند. پس حتماً باید این قواعد به کار بسته شوند تا بعد از گذشت مدتى نتیجه بخش واقع گردند. در اینجا به بیان و معرفى این فنون که حاصل تجربه و زحمت اساتید بزرگوار در(مجالس اهل بیتى علیهم السّلام است مى پردازیم و امیدواریم که با یادگیرى و به کار بستن آنها در ردیف مداحان خوب و مجرب در امر ستایشگرى اهل بیت علیهم السّلام قرار گیرید. ان شاء الله .
الف ) شناختن صداى خود
از جمله مسائل مهم و دقیق در هر نوع خوانندگى ، این است که خواننده با صداى خود آشنائى کامل را داشته باشد و با اطمینان بخواند زیرا عدم آن یا باعث استفاده ناصحیح حنجره مى شود که منجر به جواب ندادن حنجره در پرده مورد نظر شده و یا موجب عدم استفاده از قابلیتها و استعدادهاى آن مى گردد. همیشه باید توجه داشت که نباید با آخرین توان حنجره خواند زیرا امکان جواب دادن حنجره در آن پرده بسیار کم است . به قول استاد ما:
(اگر پنج پله مى توانى از صدایت استفاده کنى هیچ وقت از پله پنجم استفاده نکن و چهار پله ، بالاتر نرو! اما اگر مطمئنى که جواب مى دهد آنگاه مى توانى از پله پنجم هم استفاده کنى ).
البته این آشنائى با تمرین زیاد حاصل مى شود. مداح باید شش دانگ صداى خود را قبلاً امتحان کرده و بر آن تسلط داشته باشد و از آن صحیح و بجا استفاده نماید.
ب ) مستمع شناسى
لازم است که مداح قبل از ورود به مجلس ، اجمالاً مستمع خود را بشناسد و بداند که از چه قشرى است و در چه سطح معنوى قرار دارد تا راحت تر بتواند با او رابطه برقرار کند نه اینکه از یک در بیاید و از در دیگر بیرون رود. شناخت مستمع از لوازم مهم کار مداحى است . بهتر است قبل از ورود به مجلس اطلاعاتى در این زمینه و همچنین در زمینه وضعیت جلسه که ؛ کسى خوانده یا نه ، موضوع سخنرانى چه بوده ، مداح قبلى بیشتر روضه خوانده و یا بیشتر شعر خوانده و این گونه مسائل که در راستاى انجام وظیفه بهتر اوست اطلاع یابد.
ج ) مجلس شناسى
یکى دیگر از لوازم کارآمد مداحى ، آشنائى با مجلس است . باید شاءن مستمعین ، خود و اهل بیت علیهم السّلام را همیشه نگه دارد و در انتخاب اشعار، نوحه و یا سرود دقت نماید که همسان با مجلس پیش رود. مداحى که مهمان است و با مجلس آشنائى ندارد باید خیلى محتاط عمل کند به طورى که نه بار معنوى مجلس کم شود و نه همان طورى که در مجلس خودش مى خوانده در اینجا بخواند. او قبل از خواندن باید بداند که مجلس به چه مناسبت تشکیل شده ، انگیزه تشکیل آن چه بوده ؛ آیا مثلاً نذر بوده ، براى شفاى مریض و یا حاجتى بوده و یا به مناسبت هاى ویژه برگزار شده است .
د) وقت شناسى
ذاکر اهل بیت علیهم السّلام باید حتماً انسان خوش قول در وفاى به عهد باشد که یکى از رموز موفقیت مداح و پیشرفت او و برخوردارى از جایگاه ویژه در بین مردم مى باشد. اولاً مداح باید سر همان موعد مقرر، خود را به مجلس برساند. زیرا بعضى وقت ها عدم وفاى به عهد موجب سرشکستگى بانى مجلس پیش مردم مى گردد. به خصوص در مجالس رسمى و مراسمى که به مناسبت درگذشت و یا سالگرد شهادت و… برگزار مى گردد که بدقولى در این مجالس اثر بسیار نامطلوبى در مردم دارد و سبب تنزّل مقام و منزلت مداح در انظار مردم مى شود. ثانیاً مداح باید برنامه خود را در همان مدت زمان تعیین شده ، ارائه دهد حتى اگر آمادگى بر اجراى چند برابر آن را هم داشته باشد، باید سر وقت تعیین شده ، مجلس را به اتمام برساند. نباید آن قدر برنامه را طولانى کند که مجبور شوند به او تذکر بدهند چرا که این ، یک نوع کسر شاءن و شکست براى مداح اهل بیت علیهم السّلام قلمداد مى شود. و کلاً همیشه باید از مؤ لفه کم خواندن براى(نمکین شدن ) مجلس خود استفاده کند و قبل از خسته شدن مستمع ، مجلس را پایان داده و همه توان مستمع را در مجلس نشینى از او نگیرد. هیچ اشکالى ندارد که قبل از خواندن ، مدت اجراى برنامه خود را از بانى برنامه سؤ ال کند. این کار شکست محسوب نمى شود بلکه میل به بیش از حد خواندن ، براى یک ذاکر شکست است .
ه ) جلوگیری از اضطراب
چه بسا امکان دارد مداحى با بزرگتر شدن مجلس و یا تغییر مستمعین ، از خواندن در آن مجلس بترسد و حریم بگیرد. این ترس نباید موجب عدم انجام وظیفه او بشود بلکه اینجا با اجراى فنى بجا و مثمر ثمر، مى تواند در همان مجلس بخواند. آن فن از این قرار مى باشد که اگر مجلس مولودى و جشن بود، ابتدا با بیان چند جمله خودمانى و ساده ، این حریم را از بین ببرد و با مستمع ایجاد ارتباط محبتى نماید و از این ایجاد رابطه ، براى ارائه دادن بهتر مجلس استفاده نماید چرا که مداح نباید با مستمع اش احساس ‍ بیگانگى نماید تا بتواند بهره لازم و کافى را به او برساند. اگر هم با او بیگانه است باید به ترسیم شخصیتى آشنا از مستمع در ذهن خود پرداخته و به طور ذهنى او را دوست و آشناى خود بپندارد، بالاخص در مجالس دعا و زیارات . زیرا با دل مستمع کار دارد و باید او را دوست خود تلقى کند تا بتواند خود یا او را مورد خطاب قرار دهد.
حال اگر در مجلس عزادارى بود، مى تواند از فن خواندن دعاى فرج امام زمان (عج ) به طور ساده و بدون لحن استفاده کند. اگر در این وضعیت با لحن چیزى بخواند، لرزش ‍ در صداى او به خوبى آشکار شده و مستمع به خیال اینکه او ناشى است و نمى تواند خوب بخواند، به او گوش نمى دهد و مجلس افت مى کند. گذشته از آن ، خواندن در این حالت باعث گرفتگى در صداى مداح نیز مى شود که تا آخر مجلس هم باز نخواهد شد. امکان دارد شما استادى لازم را هم در زمینه مداحى داشته باشید اما از خواندن در مجلسى که عالم و یا مداح مجرب و یا مثلاً مقام معظم رهبرى حضور دارند هراس داشته باشید. وجود این مسئله امرى طبیعى و عادى مى باشد و نشانه بى تجربگى شما نیست و براى بعضى از بزرگان نیز پیش مى آید. این ترس امکان دارد حتى از روى ادب و تواضع شما نسبت به بزرگان و یا خجالت کشیدن از آنها باشد که چیز مذمومى نمى باشد.
این تذکر لازم است که این ترس فقط در بدو مواجه شدن با مجلس است و پس از اجراى چند دقیقه برنامه ، از بین خواهد رفت و صحیح نیست که مداح به خاطر یک اضطراب چند دقیقه اى ، از انجام وظیفه انصراف دهد.
و) پرورش دادن روضه
یکى از فنون حائز اهمیت در روضه خوانى ، پرورش دادن آن است . یعنى مداح تا روضه خوب براى مستمع جا نیافتاده ، سراغ کار دیگرى نرود و خوب آن را به مستمع تفهیم کند یا اینکه با پر و بال دادن روضه ، آن را براى مستمع ، جذاب تر نماید و مجلس را با مستمع پیش برد. که این مستلزم رعایت نکاتى است .
فن مقدمه چینى :
اول اینکه سعى کند هر مطلبى را که مى خواهد بیان کند، ابتدا زمینه پذیرش آن را در مستمع فراهم آورد، یعنى با مقدمه چینى صحیح مستمع را منتظر بیان مطلب اصلى بگذارد و او را تشنه شنیدن آن مطلب نماید تا مطلب در جان او جاى گیرد و با آن به خوبى حال معنوى و سوز پیدا نماید. به این ترتیب که ، با گفتن جملاتى به صورت مقدمه ، به تحریک عواطف او پرداخته و عطش او را بیتشر نماید و همچنین بر اهمیت بیان مطلب نیز بیافزاید. این کار را حتى در مورد مطالبى که تکرارى هم هستند و مستمع به کرّات آن را شنیده است نیز مى توان انجام داد. زیرا حتماً نباید مطلب جدیدى گفته شود تا مستمع را به گریه در آورد. گفتن مطالب تکرارى در روضه هائى که حتى بسیار معروف هم هستند، باید مقدمه چینى داشته باشند مثلاً همه ما مى دانیم که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام را چگونه به شهادت رساندند، اما اگر در همان ابتداى مجلس به بیان این مطلب بپردازیم ، در کسى تاءثیر شایانى نخواهد گذاشت و اشک او جارى نخواهد شد، مگر اینکه مجلس از ویژگى هاى شب عاشورائى برخوردار باشد و یا مستمع ، خود داراى ارتباطى قوى باشد. در هر حال ما باید وظیفه خود را انجام دهیم و با بیان مطالبى در حاشیه روضه ، دقت مستمع را بیشتر کنیم .
حریص بودن به شعر:
اصولاً باید در ارائه شعر و روضه ، حریص بود و آن را کم کم با بالا رفتن پذیرش مستمع ، ارائه کرد و شعر را آرام آرام خواند و به مستمع اجازه هضم هر بیت و هر کلمه را داد. اگر مستمع ما هیئتى نیست باید هر بیت را با جملاتى تفسیر کرده و خوب براى او جا انداخت اگر چه انتخاب شعر سبک تر در این گونه مجالس بهتر است اما همان شعر سبک را نیز نباید سریع خواند بلکه باید با وقف هاى بجا و فاصله انداختن بین ابیات ، اجازه تفکر در مطالب به او داده شود که این خود یکى دیگر از فنون روضه خوانى است . باید با دقت در خواندن اساتید به این مسئله پى برد که چه وقت باید خواند؟ چه وقت باید سکوت کرد؟ کى باید تحریر زد؟ کى باید ساده خواند؟ کى سریع رد شد؟ و کجا تکرار کرد؟ یکى از بزرگترین اساتید مداحى تهران در این مورد مى گوید:
(در قرآن وقف جاى مشخصى دارد و در مداحى نیز همین طور است البته نه به سختى قرآن ، چون در قرآن حتماً باید وقف کرد اما در مداحى ، کار راحت تر است ).
به عنوان نمونه یکى از جاهائى که باید شعر، تند خوانده شود این است که وقتى بیتى ، یکى دوبار با تحریر خوانده شد و در اثناى آن فاصله انداختیم مثلاً بین آن روضه خواندیم چون مستمع از این بیت شعر، فیض خود را برده است ، دیگر خواندن آن با تحریر، درست نیست و موجب تاءثیر نامطلوب در توجه او به ابیات بعدى مى شود. در واقع این یک حالتى پایدار در مستمع است که میل دارد چیزى را نه پرورش داده نشده قبول کند و نه خسته کننده و ملال آور. که تشخیص آن هم با شخص مداح است . اگر مستمع یک کلمه از شعر را هم خوب نفهمد و یا مقصود مداح را از آن متوجه نشود، نمى تواند بهره لازم را از آن شعر ببرد.
فن دیگرى که در اینجا مفید مى باشد این است که اگر مداح مى بیند حواس مستمع جمع نیست نباید شعر یا روضه را ادامه دهد بلکه با گفتن بعضى جملات مناسب و همچنین استفاده از بعضى زمزمه ها، مستمع را وادار به توجه سازد و حواس او را متمرکز خود و حرف هاى خود نماید.
خواندن بعد از تمرکز:
فن دیگر در جمع کردن حواس مستمع ، جائى است که در مجلس رفت و آمد وجود دارد و حواس ها جمع نیست . راه آن در این حالت فقط صحبت کردن مداح است . اگر در اینجا به خواندن بپردازد مجلس او تا اندازه زیادى افت خواهد کرد. این حالت معمولاً بعد از سخنرانى روحانى و یا تمام شدن روضه و آماده شدن براى سینه زنى رخ مى دهد که بعضى در حال بلند شدن و راه رفتن در مجلس هستند. مداح به هیچ وجه نباید در این مقطع چیزى بخواند زیرا اگر بخواند مجبور است بارها شعر یا نوحه خود را تکرار کند. باید با صحبت کردن و یا خواندن دعاى فرج (براى وقتى که سخنرانى تمام شده است ) مدتى فرصت به مستمع بدهد تا اگر مى خواهد بیرون برود، رفته و اگر مى خواهد مهیاى سینه زنى بشود، جاى خود را پیدا نموده و بنشیند.
فن زمزمه :
براى تمرکز بیشتر مستمع بر مطالب و اداره بهتر مجلس ، مداح باید مستمع خود را در حال گریه ، دعوت به زبان گرفتن و جواب دادن به زمزمه ها کند زیرا وقتى مستمع خود را در مجلس سهیم ببیند و مداح هم این فرصت را به او بدهد که زبان بگیرد، تمرکز او بیشتر خواهد شد و وقتى اثر زبان گرفتن و تاءثیر صداى خود را بردیگران مى بیند، ناله خود را آزاد کرده و به مجلس سوز مى بخشد.
فن اجتناب از صراحت سخن :
بعضى وقت ها مداح شعرى را مى خواند که در ابتدا براى مستمع پیچیدگى دارد و نمى داند که این شعر زبان حال چه کسى است و یا شرح حال چه کسى را مى دهد. فنى که در اینجا وجود دارد این است که به جاى عنوان بندى و معرفى کردن شعر که مثلاً: (زبان حال حضرت زینب علیهاالسّلام را براى شما مى خوانم ) از گفتن کلمات و جملاتى که اشاره صریح ندارد، استفاده کند مثلاً مجلس را با شعرى مانند این شعر شروع کرده : (خواندم اگر عزیزِ تو را چون برادرم ) اما مخاطب شعر مشخص نیست که چه کسى است ، اینجا لازم نیست بگوید: (این حرف را حضرت عباس علیهاالسّلام دارد به حضرت زهراعلیهاالسّلام مى گوید)، بلکه با گفتن یک کلمه ؛ (مادر!) مشخص مى شود که مخاطب کیست . این باعث جالب تر شدن شعر شده و مستمع هم در شعر بیشتر تفکر مى نماید.
دشتى :
هرگاه در اثناى روضه ، مجلس را به او واگذار کردند بهتر است به جاى شروع کردن از پرده پائین که موجب کسالت شده و یا استفاده از پرده بالا که توانائى آن در اول کار، وجود ندارد، از خواندن چند بیتى به سبک (دشتى ) مدد گیرد که بسیار مناسب تر است . خوبى این سبک این است که مناسب همه جاى مجلس مى باشد و خواندن آن نیز احتیاج به مؤ ونه زیادى ندارد و مداح مى تواند به آسانى و بدون فشار آوردن به خود آن را اجرا نماید. تجربه نشان داده که این گونه تحویل گرفتن مجلس بسیار بهتر از دو نمونه اول که ذکر شد (پائین شروع کردن و یا در پرده مداح قبلى آغاز کردن ) مى باشد.
ز) بیان مطالب و اشعار
بیان کردن مطالب و خواندن اشعار نیز احتیاج به تبحر و استادى خاص خود دارد. یعنى کدام شعر یا کدام روضه را ابتدا بخوانیم تا تاءثیر بیشترى داشته باشد. نامرتب خواندن اشعار و مراثى به افت مجلس خواهد انجامید. رعایت ترتیب در خواندن از فنون عالى مداحى به شمار مى رود که پیاده کردن آن مستوجب تاءثیر عمیق مطالب عنوان شده بر مجلس خواهد شد.
سیر ابیات :
اولین فنى که در شعرخوانى وجود دارد، دسته بندى ابیات شعر از لطیف و سطحى به عمیق و سوزناک است . یک مداح خوب ، اشعار سطحى تر را در ابتداى برنامه خود قرار مى دهد و بار گریه را بر روى اشعارى که عمیق تر و سوزناک ترند، قرار مى دهد. در غیر این صورت اشعار سوزناک را قبل از آمادگى مستمع خوانده و هدررفته و اشعار سطحى را بعد از آمادگى او در معرض گفتار قرار داده است که مستمع با هیچ یک از این دو حالت ، حال پیدا نمى کند. لذا باید مجلس را تا قبل از آماده شدن مستمع از اشعار سطحى که فهم آن ها برایش ‍ آسان تر است ، پر کرد و شعر سوزناک را به محض آماده شدن برایش خواند.
فن استنتاج :
یکى از قوى ترین و بهترین فنون روضه خوانى که واقعاً نشانه استادى مداح است ، کنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است که در جایى ذکر نشده و هیچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلکه چیزى خارج از ذاتیات دو مطلب اول است که نتیجه فکر کردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون این مطلب معناى بسیار دقیقى است از چند مثال مدد مى گیریم ؛
در روضه حرکت کاروان اسراء از کربلا، آمده که یکى از دختران حضرت در بیابان گم شد و یکى از سربازان دشمن ماءمور یافتن او گردید بعد از مدتى همه دیدند که آن سرباز با یک دست افسار اسب را گرفته و با دست دیگر به دخترک تازیانه مى زند و او را دنبال مى کند. این نقل مطلب تاریخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترک پیاده ، مطمئناً از او تندتر حرکت مى کرده و ثانیاً اینکه دخترک در حال دویدن تازیانه مى خورده و احتمالاً روى زمین نیز مى افتاده است . حال از این دو مطلب استنتاج مى شود که شاید وقتى او را تازیانه مى زده ، تازیانه به دور پاى دختر پیچیده شده و او را به زمین زده و دنبال سوار مى کشانده است . مثالى دیگر:
در تاریخ آمده که وقتى حضرت على اصغرعلیه السّلام شهید شد، امام حسین علیه السّلام و را پشت خیام بردند و خواستند دفن نمایند که صداى شیون حضرت رباب علیهاالسّلام بلند شد. این مطلب تاریخى ، حال به نحوه استنتاج دقت کنید؛ وقتى که على اصغرعلیه السّلام شهید شد، حضرت از خجالت مادر او دیگر روى برگشتن به خیمه را نداشتند. مطلب دوم اینکه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اینکه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند که بچه چه را کنند.
به استنتاجى دیگر از زبان استاد این حقیر توجه فرمایید:
(مسلّم است که وقتى امام حسین علیه السّلام به خیمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند: ( عَلَیکُنَّ بِالنِّساء) و قبل از اینکه حضرت به خیام بازگردند، دندان حضرت شکسته بود. چون حضرت به خیمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شکسته بود، استنتاج اینکه حضرت با دندان شکسته از فرط خستگى نتوانستند این جمله را خوب ادا کنند چون گفتن نساء با آن حالت مشکل است ).
نکته در این جاست که این گونه استنتاج از وقایع ، با (زبانحال ) تفاوت دارد زیرا در زبانحال ، امکان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چیزى به اصل روضه مى افزاییم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر کسى مى تواند با تفکر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد که هیچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و کاملاً با عقل جور در مى آید ولى فرقش با اصل مطلب این است که در تاریخ نقل نشده و با تاءمل در ماجرا، بدست آمده است . با همه این اوصاف بهتر است آن را صریح و با اطمینان نگوئیم ، طورى که گمان شود این مسئله عیناً در تاریخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پیر میکده مان حضرت خامنه اى کبیر در این رابطه فرموده اند:
(بناى ما بر این نیست که هر چه را در آن شک داریم یا قبول نداریم بگوییم نخوانند. اگر ما بخواهیم بگوییم آقا این دقیق نیست ، نخوانید مى ترسم برادران ، در خواندن خیلى محدود بشوند. توجه داشته باشید آن چیزى را بخوانید که معقول باشد. البته نه اینکه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلکه چیزهاى معقول را متکى به اصول و واقعیت ها کنید. البته گزاره هر حدیثى وقتى هنرى باشد با پیرایه هایى همراه خواهد بود و آن پیرایه ها ایرادى ندارد. منتها مشروط بر این که پیرایه ها اصل نشود. اصل را بایستى از واقعیت ها گرفت و به آن بیان هنرى و پیرایه هایى که لازم است بخشید).
فن بیان اقوال :
با استفاده از این فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را که در روضه وجود دارد، بیان داشته و با هر کدام به اندازه کافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً کسى که در مسئله اى دو قول پیدا کرده که حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى که معروف تر است و مستمع با آن آشنایى کامل دارد، را بیان کرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبیل(این طور نیز نقل شده) و یا (خدا کند که صحیح نباشد)، بیان کند و از آن نیز به عنوان روضه خود استفاده نماید، اما شرطش این است که ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بیان نماید تا اعتماد مستمع سلب نگردیده و گمان نکند که شما این مطلب را از خودتان مى گویید و دارید قول دوم را براى توجیه کار خود اظهار مى کنید.
مسکوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است که مداح هر چیزى را نمى داند، مسکوت گذاشته و از کنار آن رد شود. اما مطالبى را که گزیرى از گفتن آنها نیست را به گونه اى اظهار دارد که براى مستمع سؤ ال برانگیز نشود مثلاً اگر نمى داند چه کسى در کوفه هنگام ورود اسراى کربلا، براى پیشنهاد کمک به خدمت امام سجادعلیه السّلام رسید، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بیان نماید مثلاً بگوید: (آمد خدمت حضرت ). این کار بهتر از بیان چند اسم همراه با تردید مى باشد تا بدین وسیله به مداح گمان سوء در عدم تحقیق و تفحص ، برده نشود.
عجین کردن شعر و روضه :
راهکار مفید دیگر در بیان مطالب و اشعار، عجین کردن شعر و روضه مى باشد. یعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدین ترتیب که محور اصلى کارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بیان کند، حتى اگر یک بیت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بین ابیات استفاده نماید زیرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسیار زیبنده تر و جذاب تر از توضیح دادن در مورد مطالبى مى باشد که مستمع بارها آن را شنیده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از این فن براى هر مستمعى بهره جست چرا که براى همه دلنشین است (حتى اگر اشعار بسیار ساده باشند). اما باید در مجالس مختلف با تفاوت درک مستمعین ، اشعارمان را تغییر دهیم تا احتیاج به توضیح اضافى و معنا کردن شعر نباشد.
این نیز چکیده اى از فنون و ریزه کارى هایى بود که در امر مداحى وجود دارد.

اصول و روش مداحی
ابوالفضل هادی منش

صفحه اصلی

گالری

چهارده معصوم (ع)

دیگر مناسبت ها

احادیث

اخبار هیئت

آموزش

متفرقه

دانلود

تماس با ما

عضویت / ورود