اشعارآغاز امامت و ولایت امام زمان (عج)

عالم امكان سراسر نور شد
شيعه بعد از سالها مسرور شد
پور زهرا تاج برسر مي نهد
بر همه آفاق فرمان مي دهد
حكم تنفيذش رسيده از سما
نامه اي با مُهرو امضا خدا
مي نشيند بر سرير عدل وداد
آخرين فرمانرواي ابرو باد
پادشاه كشور آيينه ها
تك سوار قصه ي آدينه ها
امپراتور زمين و آسمان
حُكمران سرزمين بي دلان
پهلوان نامي افسانه ها
تحت امرش لشگر پروانه ها
لشگري دارد بزرگ و بي بديل
افسرانش نوح و موسي و خليل
عرشيان و قدسيان فرمانبرش
مردمان مهربان كشورش
ساحران مصر مبهوت اند و مات
از نگاه نافذ و افسونگرش
ساقيان و مي فروشان جملگي
مست لايعقل شدند از ساغرش
عالمان حوزه هاي علم عشق
درس ها آموختند از محضرش
نام هاي شاعران شيعه را
ثبت كرده ابتداي دفترش
خيمه اي سبز و محقر قصر او
پايتختش شهر سبز آرزو
خادمان بارگاهش اولياء
كاتبان نامه هايش اوصياء
يوسف مصري سفير دولتش
پير كنعان هم وزير دولتش
در حريمش قدسيان هو مي كشند
فطرس و جبريل جارو مي كشند
خيمه اش دارالشفاي خاكيان
قبله گاه اصلي افلاكيان
عطرسيب و ياس دارد خيمه اش
گرمي و احساس دارد خيمه اش
بیرق عباس پيش تخت او
تكيه گاه لحظه هاي سخت او
چادري خاكي درون گنجه اش
گوشواري سرخ بين پنجه اش
نيمه شبها عقده ها وا مي كند
مخفيانه گنجه را وا مي كند
بوسه باران مي شود با شوروشين
گوهر انگشتر جدش حسين
وحید قاسمی

*****

سامره امشب تماشایی شده

جنت گل هـای زهرایی شده

لحظه لحظه، دسته دسته از فلک

همچو باران از سمـا بارد ملک

می زنند از شوق دائم بال و پر

در حضـور حجت ثانـی عشر

ملک هستی در یم شادی گم است

بعثت است این، یا غدیر دوم است

یوسف زهرا بـه دست داورش

می نهد تاج امـامت بـر سرش

عید «جاء الحـق» مبارک بر همه

خاصـه بـر سـادات آل فاطمه

عید آدم عیـد خاتم آمده

عید مظلومـان عالم آمده

عید قسط و عید عدل و دادهاست

لحظه هـایش را مبـارک بادهاست

عیـد قرآن، عید عترت، عید دین

عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین

عیــد یــاران فداکار علی است

عید محسن، اولین یار علی است

عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست

عید عمرو مالک و عمارهاست

عید مشتاقان سرمست حسین

عید ذبح کوچک دست حسین

عید باغ یاسمن های کبود

عید شادیِ بدن های کبود

عید سردار رشیـد علقمه

عید سقـای شهیـد علقمه

عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن

عید سربازان بی غسل و کفن

عید هجــده آفتـاب نـوک نی

کرده نوک نی چهل معراج طی

عید طاهـا عید فرقان عید نور

عید قرص مـاه در خاک تنور

عید عزت عیـد مجد و افتخار

عید مردان بـــزرگ انتظـار

آی مهدی دوستـان! عید شمـاست

این شعاع حسن خورشید شماست

آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش

حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش

وعده فیض حضور آید به گوش

مـژده روز ظهـور آیـد به گوش

تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را

کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را

می کشد چون شیر حق از دل خروش

می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش

می برد از دل شکیب کعبه را

می کشد اول خطیب کعبه را

روی او آیینه روی خــداست

پشت او محکم به نیروی خداست

پیش رو خوبان عالم، لشکرش

پشت سر دست دعای مادرش

بـر سـرش عمـامه پیغمبر است

ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است

پرچمش پیراهـن خـون خداست

نقش آن رخسار گلگون خداست

رشته هایش از رگ دل پاک تر

از گل پرپر شده صـدچاک تر

حنجـر او نینـوای زینبین

نعر او «یا لثارات الحسین»

اشک چشمش خون هفتاد و دو تن

چهره تصویـر حسین است و حسن

خیمـه اش آغـوش حی دادگر

مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر

عدل از نـور جمـالش منجلی

پــایتختش کوفـه مـانند علی

آسمـان پروانـه ای دور سرش

خلق پندارند خود را در برش

آسمان چـون حلقه در انگشت او

ملک امکان قبضه ای در مشت او

فـرش راه لشکـرش بــال ملک

جــای سم مـرکبش دوش فلک

مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا

بشکند پیشانـی از بوجهل هــا

شیعه گردد حکمران در آب و گل

کــوری این بازهـای کــور دل

عیــد موسا و عصا و اژدهاست

عید مرگ فرق باب و بهاست

ای امـام عصـر عاشورائیـان

ای امیــد آخـر زهرائیــان

ای به عهد مهدویت مهـد مـا

ای نفس هایت دعای عهد ما

عمر ما بی تو بـه سـر آمـد بسی

ای پنـاه شیعـه تـا کی بیکسی

تـو بـه ما بینایی و ما از تو کور

تو به ما نزدیکی و ما از تو دور

ای ز چشـم مـا به ما نزدیک تر

تـا دل دشمـن شـود تاریک تر

چند میثم با تو نزدیک از تو دور

سیـدی مـولایی عجـل لظهـور

سازگار

*****

ما مسلمانیم و مُهر وحدت ما یا علی است

وحدت آن دارد که او را رهبر و مولا علی است

چیست وحدت؟ چنگ بر «حبل‌المتین» حق زدن

ای تمام مسلمین حبل‌المتین تنها علی است

تفرقه یعنی جدا از دامن حیدر شدن

متحد باشید ای یاران امام ما علی است

در سپهر وحدت و ایمان و عشق و اتحاد

محور توحید و خورشید جهان‌آرا علی است

من کی‌ام تا نفس پیغمبر امام ما شود

فاش می‌گویم امام حضرت زهرا علی است

ما تمـام عمـر بـا قـرآن و عترت زیستیم

نیستیم آن دم که در خطّ ولایت نیستیم

کیست احمد؟ شهر علم کبریا و در: علی است

باطن و ظاهر علی، اول علی، آخِر علی است

دست و شمشیر خدا، چشم خدا، وجه خدا

نص قرآن است آری، نفس پیغمبر علی است

آن دو تن باید که بگریزند از میدان جنگ

تا شود معلوم تنها فاتح خیبر علی است

فتح بدر و فتح خیبر حقِ شیرِ داور است

الفرار ای روبهان از معرکه، حیدر علی است

گر شوی غافل به سوی این و آنت می‌برند

ای برادر راه خود را گم نکن، رهبر علی است

«میثما» نه شافعی نه مالکی نه حنبلی

بعـد پیغمبر فقط مـولا علی مولا علی

سازگار

*****

تكفير دشمنان علي ركن كيش ماست

هر كس محب فاطمه شد، قوم وخويش ماست

لعنت به آنكه پايه گذار سقيفه شد

لعنت به هر كسي كه به ناحق خليفه شد

لعنت بر آنكه برتن اسلام خرقه كرد

اين قوم متحد شده را،فرقه فرقه كرد

ما بي خيال سيلي زهرا نمي شويم

راضي به ترك و نهي تبرا نمي شويم

قرآن و اهل بيت نبي اصل سنت است

هر كس جدا ز اين دو شود،اهل بدعت است

ما همكلام منكر حيدر نمي شويم

«با قنفذ و مغيره برادر نمي شويم»

ما از الست طايفه اي سينه خسته ايم

ما بچه هاي مادر پهلو شكسته ايم

شمشير خشم شيعه پديدار مي شود

وقتي كه حرف كوچه و ديوار مي شود

امروز اگر كه سينه و زنجير مي زنيم

فردا به عشق فاطمه شمشير مي زنيم

ما را نبي «قبيله ي سلمان» خطاب كرد

روي غرور و غيرت ما هم حساب كرد

ما از الست طايفه اي پر اراده ايم

ما مثل كوه پشت علي ايستاده ايم

از اما بترس شيعه ي سرسخت حيدريم

جان بركفان لشگر سردار خیبریم

از جمعه اي بترس،كه روز سوارهاست

پشت سر امام زمان ذوالفقارهاست

از جمعه اي بترس،كه دنيا به كام ماست

فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

از جمعه اي بترس،كه پولاد مي شويم

از هُرم عشق،مالك ومقداد مي شويم

وحید قاسمی

*****

همه جا پر از این خجسته نداست

نُه ماه ربیع عید خداست

عید کل ذراری زهرا

عید لبخند سیدالشهداست

عید لطف و کرامت مهدی است

که طلوع امامت مهدی است

عید بر روی حق تبسم ماست

ذکر یا بن الحسن تکلم ماست

عید اکمال دین شده تکرار

بلکه عید غدیر دوم ماست

فتح قرآن و دین مبارک باد

عید مستضعفین مبارک باد

ای به دستت نظام یا مهدی

دولتت مستدام یا مهدی

به ائمه به انبیاء تبریک

که تو گشتی امام یا مهدی

از تو قانون عدل پاینده است

به تو این موهبت برازنده است

ای دو عالم یم کرامت تو

فتح پیغمبران امامت تو

دست حق خلعت امامت را

دوخته از ازل به قامت تو

به قیامت قسم قیامت کن

پسر فاطمه امامت کن

دیده ها روشن از تجلّایت

سینه ها جنت تولایت

لب ختم رسل دعاگویت

چشم زهرا به قد و بالایت

که جهان را محیط نور کنی

کعبه را روشن از ظهور کنی

غایبی و زعامتت پیداست

پشت ابری کرامتت پیداست

معنی انسجام اسلامی

در طلوع امامتت پیداست

مانده چشم مسیح منتظرت

تا بخواند نماز پشت سرت

خیرمقدم که دیده خانۀ توست

هر چه دل هست آشیانۀ توست

ذوالفقار علی به قبضۀ مشت

پرچم کربلا به شانۀ توست

بر تنت جامۀ رسول خداست

در رگت خون سیدالشهداست

قلب یاسین و زاریات تویی

روح طاها و محکمات تویی

پدر آدم و بنی آدم

پسر طور و عادیات تویی

ناشر رایة الهدایی تو

به خدا حجت خدایی تو

به دو عالم نظام کیست تویی

به عدالت قوام کیست تویی

به جهان ها ولیِ قائم امر

به زمان ها امام کیست تویی

تو، به هر عصر، تو حجة اللهی

تا قیامت بقیة اللهی

روح بخش مسیح ها دم توست

هر کجا عالمی است عالم توست

یوسفا همچو دیدۀ یعقوب

کعبه چشم انتظار مقدم توست

چه شود میثمت دُر افشاند

در حضورت قصیده ای خواند

سازگار

*****

در ربیع شادمانی با خدا

می نویسم شعر لبخند تو را

می نویسم با بهشتی از سرور

با قلم هایی که دارد رنگ نور

ای ربیع آرزوهایم سلام!

برگ سبز گفتگوهایم سلام!

ذکر ما را با حضورت دم بده

مژدگانی های ما را هم بده

مژدگانی هایی از جنس حضور

مژدگانی های ایام سرور

اول از مدح تو می نوشم عسل

کوزه ای از دست کندوی ازل

آب زمزم را تو شیرین کرده ای

کام آدم را تو شیرین کرده ای

آسمان با نور تو تزیین شده

با قدم هایت زمین سنگین شده

ای تپش های زلال آسمان

زندگی بی زوال آسمان

جانشین مطلق آئینه ها

ای امام جمعه ی آدینه ها

بعد بسم الله رحمان رحیم

نام تو برده است موسای کلیم

خلوت سجاده های انبیاء

گرمی حال و هوای انبیاء

می وزی مثل نسیمی کو به کو

با صدای دل نواز هو و هو

می وزی و دشت را پر می کنی

خارها را می بری حر می کنی

راستی روز نهم عید شماست

روز خوشحالی خورشید شماست

تو که خوشحالی! خدا خوشحال تر

فاطمه با مصطفی خوشحال تر

ای ربیع شادمانی ها سلام

عید اهل آسمانی ها سلام

باید این جا سنگ بردارد غزل

تا بکوبد بر رخ لات و هبل

سنگ بر پیشانی شیطان بزن

یک قدم در حج مظلومان بزن

آری احساس برائت می کنم

چون ولایت را قرائت می کنم

با تولی می شوم مرغ سحر

با تبری می پرم من بیشتر

با تولی می شوم مثل بلور

با تبری می رسم تا پای نور

با تولی سرمه می سایم به چشم

با تبری خوب می آیم به چشم

گفته بودم سنگ بردارد غزل

تا بکوبد بر رخ لات و هبل

من چه گویم که خدا فرموده است

در بیان شأن شان "بل هم ازل"

کیست "شر" جز منکر فضل علی

کیست جز مولای ما خیر العمل!

گندم از گندم بروید جو ز جو

این هم از آوردن ضرب المثل

هر که با آل علی شد رو به رو

زیر و رو شد، زیر و رو شد، زیر و رو ...

رحمن نوازنی

*****

صفحه اصلی

گالری

چهارده معصوم (ع)

دیگر مناسبت ها

احادیث

اخبار هیئت

آموزش

متفرقه

دانلود

تماس با ما

عضویت / ورود