قسمتی از کتاب مقتل الزهراء س - مؤلف تابع منش

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
قسمتی از کتاب مقتل الزهراء س  - مؤلف تابع منش
 
ضمن عرض ادب و سلام خدمت افسران ارشد سیدالشهداء ع در مقابل هجوم دشمنان اسلام به مکتب اهل البیت ع .امیدوارم در قیامت در حضور حضرت زهراء مرضیه به فوز عظیم نائل گردید.
اما چند صفحه از روضه های مقتل الزهراء این حقیرکه در حال جمع آوری و ویرایش است به مناسبت ایام فاطمة س در سایت آوردم که مادحین محترم بتوانند استفاده کنند و لازم دیدم که نکاتی را متذکر شوم.
چون کتاب در حال تالیف است اسناد مختلف روضه ها که هرکدام حداقل دارای  5 سند است را نیاورده ام و فقط اکتفا به کتاب و اسناد مرحوم علامه مجلسی شده است. انشاء الله در چاپ کتاب همه اسناد مختلف هر حدیث ذکر خواهد شد.
یک روضه طولانی را که شاید 30 خط بوده است به فرازهای کوتاه تقسیم کردم بدون اینکه اناء الله به روضه لطمه وارد شود تا مادحین محترم بتوانند گریز بزنند.با این وجود تمام روضه پشت سر هم آمده که از تمام روضه می توان استفاده نمود
کم و کاستی در ترجمه و یا نام گذاری تیتر روضه است لطفا تذکر دهید تا در چاپ کتاب اصلاح شود.
در پایان از تمام عزیزانم التماس دعای شدید دارم خصوصا زمانی که با ذکر یا حسین و یا زهراء مجلس را معطر می کنید .
خادم الحسین ع - محمد حسین تابع منش
 
 
روضه روز و ماه و سال شهادت فاطمة س به روایت امام صادق ع
11-  كِتَابُ دَلَائِلِ الْإِمَامَةِ لِلطَّبَرِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَحْمَدَ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع فِي جُمَادَى الْآخِرَةِ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثٍ خَلَوْنَ مِنْهُ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ 
بحارالأنوار ج : 43 ص : 171 باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها
طبرى در كتاب: دلائل الامامه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود:
حضرت فاطمه زهراء عليها السّلام روز سه‏شنبه، سوم ماه جمادى (بضم جيم و فتح دال) الثانيه سنه- 11- هجرى از دنيا رحلت نمود. 
روضه سال نامه شهادت فاطمة س
...قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ رُوِيَ أَنَّهَا قُبِضَتْ لِعَشْرٍ بَقِينَ مِنْ جُمَادَى الْآخِرَةِ وَ قَدْ كَمَلَ عُمُرُهَا يَوْمَ قُبِضَتْ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْساً وَ ثَمَانِينَ يَوْماً بَعْدَ وَفَاةِ أَبِيهَا 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
محمد بن همام ميگويد: روايت شده: حضرت فاطمه اطهر در روز بيستم ماه جمادى الآخرة از دنيا رحلت نمود. عمر آن حضرت بعد از رحلت پدر بزرگوارش: هجده سال و- 85- روز بود.
روضه چه کسی فاطمة س را کشت؟
روضه علت شهادت حضرت محسن ع چه بود؟
وَ كَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّيْفِ بِأَمْرِهِ فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِيداً وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا يَدْخُلُ عَلَيْهَا 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
علت وفات آن حضرت همان ضربه‏اى بود كه قنفذ لع غلام آن مرد به امر او ايجاد كرد.
حضرت زهرا بعلت آن ضربه محسن ع را سقط نمود و بدين جهت به شدت مريض شد و نگذاشت احدى از آن افرادى كه وى را اذيت كرده بودند نزد او وارد شوند.
روضه مصیبت در خواست عیادت از فاطمة س توسط  قاتلین محسن بن علی ع 
...وَ كَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ص سَأَلَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ص أَنْ يَشْفَعَ لَهُمَا إِلَيْهَا فَسَأَلَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَخَلَا عَلَيْهَا قَالَا لَهَا كَيْفَ أَنْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ بِخَيْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا مَا سَمِعْتُمَا النَّبِيَ‏ يَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ قَالَا بَلَى قَالَتْ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ آذَيْتُمَانِي قَالَ فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا ع وَ هِيَ سَاخِطَةٌ عَلَيْهِمَا 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
آن دو نفر كه از اصحاب پيامبر خدا بودند از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام تقاضا نمودند: نزد فاطمه براى ايشان شفاعت نمايد.
وقتى حضرت امير براى آنان اجازه گرفت و بحضور آن حضرت مشرف شدند گفتند: اى دختر پيغمبر خدا! در چه حالى؟
فرمود: خداى را شكر، خوبم. آنگاه به ايشان فرمود: آيا نشنيديد كه پيامبر خدا ميفرمود:
فاطمة بضعة منى، فمن آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه!؟
يعنى فاطمه پاره‏اى از تن من است، كسى كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده و كسى كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده؟ گفتند: چرا. فرمود:
بخدا قسم كه شما مرا اذيت كرده‏ايد. ايشان از نزد فاطمه اطهر خارج شدند در حالى كه آن بانو بر آنان خشمناك بود.
روضه چه کسانی در غسل فاطمة س حاضر بودند؟
...فَغَسَلَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَحْضُرْهَا غَيْرُهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ زَيْنَبُ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةُ جَارِيَتُهَا وَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
حضرت امير عليه السّلام آن بانو را غسل داد. در موقع غسل دادن وى غير از حضرت امير، حضرت حسنين، زينب، ام كلثوم، فضه- خادمه و اسماء بنت عميس كسى حضور نداشت. 
روضه در چه زمانی و در کجا فاطمة س را به خاک سپردند؟
روضه چه کسانی بدن فاطمة س را به بقیع حمل کردند؟
.. وَ أَخْرَجَهَا إِلَى الْبَقِيعِ فِي اللَّيْلِ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ صَلَّى عَلَيْهَا وَ لَمْ يَعْلَمْ بِهَا وَ لَا حَضَرَ وَفَاتَهَا وَ لَا صَلَّى عَلَيْهَا أَحَدٌ مِنْ سَائِرِ النَّاسِ غَيْرُهُمْ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
آنگاه جنازه آن بانو را شبانه با حضرت حسن و حسين عليهما السّلام بجانب بقيع حمل كردند و نماز بر بدن آن حضرت خواندند، كسى از فوت آن بانو مستحضر نشد، احدى از مردم بر بدن آن بانو نماز نخواند مگر آن افرادى كه گفته شد.
روضه فاطمة س را کجا دفن کردند؟
وَ دَفَنَهَا بِالرَّوْضَةِ وَ عَمَّى مَوْضِعَ قَبْرِهَا وَ أَصْبَحَ الْبَقِيعُ لَيْلَةَ دُفِنَتْ وَ فِيهِ أَرْبَعُونَ قَبْراً جُدُداً 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
جسد مبارك آن حضرت را در روضه مقدسه دفن و موضع قبرش را پنهان كرد.
 صبح آن شبى كه فاطمه زهراء را دفن نمودند اثر چهل قبر جديد در قبرستان بقيع مشاهده ميشد.
روضه 40 قبر برای فاطمة س
...وَ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ لَمَّا عَلِمُوا وَفَاتَهَا جَاءُوا إِلَى الْبَقِيعِ فَوَجَدُوا فِيهِ أَرْبَعِينَ قَبْراً فَأَشْكَلَ عَلَيْهِمْ قَبْرُهَا مِنْ سَائِرِ الْقُبُورِ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
هنگامى كه مسلمانان از رحلت حضرت فاطمه آگاه و متوجه بقيع شدند مواجه با چهل قبر جديد گرديدند، نتوانستند قبر حضرت زهراء را از ميان آن چهل قبر تشخيص دهند.
روضه اعتراض مردم بر غاصبین برای شرکت در مراسم فاطمة س
 فَضَجَّ النَّاسُ وَ لَامَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ قَالُوا لَمْ يُخَلِّفْ نَبِيُّكُمْ فِيكُمْ إِلَّا بِنْتاً وَاحِدَةً تَمُوتُ وَ تُدْفَنُ وَ لَمْ تَحْضُرُوا وَفَاتَهَا وَ الصَّلَاةَ عَلَيْهَا وَ لَا تَعْرِفُوا قَبْرَهَا ثُمَّ قَالَ وُلَاةُ الْأَمْرِ مِنْهُمْ هَاتُمْ مِنْ نِسَاءِ الْمُسْلِمِينَ مَنْ يَنْبُشُ هَذِهِ الْقُبُورَ حَتَّى نَجِدَهَا فَنُصَلِّيَ عَلَيْهَا وَ نَزُورَ قَبْرَهَا 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
عموم مردم از اين مصيبت ضجه كردند و يك ديگر را ملامت نمودند و گفتند:
پيغمبر شما بيشتر از يك دختر بيادگار ننهاد، فاطمه رحلت كرد و دفن شد و شما در موقع مردنش حاضر نشديد، نماز بر جنازه‏اش نگذاشتيد و قبر او را هم نميدانيد!! آنگاه زعماى قوم گفتند: گروهى از زنان مسلمان را احضار كنيد كه اين قبرها را بشكافند تا جنازه فاطمه را بدست بياوريم و بر بدن او نماز بخوانيم و قبرش را زيارت كنيم.
روضه عکس العمل علی ع در مقابل نبش قبر فاطمة س
فَبَلَغَ ذَلِكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَخَرَجَ مُغْضَباً قَدِ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ وَ دَرَّتْ أَوْدَاجُهُ وَ عَلَيْهِ قَبَاهُ الْأَصْفَرُ الَّذِي كَانَ يَلْبَسُهُ فِي كُلِّ كَرِيهَةٍ وَ هُوَ مُتَوَكِّئٌ عَلَى سَيْفِهِ ذِي الْفَقَارِ حَتَّى وَرَدَ الْبَقِيعَ فَسَارَ إِلَى النَّاسِ النَّذِيرُ وَ قَالُوا هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَدْ أَقْبَلَ كَمَا تَرَوْنَهُ يُقْسِمُ بِاللَّهِ لَئِنْ حُوِّلَ مِنْ هَذِهِ الْقُبُورِ حَجَرٌ لَيَضَعَنَّ السَّيْفَ عَلَى غَابِرِ الْآخِرِ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
هنگامى كه اين توطئه بگوش حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام رسيد آن حضرت در حالى كه: خشمناك، چشمان مباركش سرخ، رگهاى گردنش پر، قباى زرد رنگى پوشيده بود كه آن را در موقع غضب و ناراحتى ميپوشيد و تكيه بر ذو الفقار كرده بود آمد تا وارد بقيع شد. شخصى در ميان مردم رفت و گفت: اين على بن ابى طالب است كه با اين حالت آمده است. على قسم ميخورد كه اگر يك سنگ از اين قبور جابجا شود شمشير را در ميان همه شما بگذارد و تا آخرين نفر شما را نابود نمايد.
روضه برخورد علی ع با غاصبین ولایت در باره دفن فاطمة س
فَتَلَقَّاهُ عُمَرُ وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ قَالَ لَهُ مَا لَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ اللَّهِ لَنَنْبُشَنَّ قَبْرَهَا وَ لَنُصَلِّيَنَّ عَلَيْهَا فَضَرَبَ عَلِيٌّ ع بِيَدِهِ إِلَى جَوَامِعِ ثَوْبِهِ فَهَزَّهُ ثُمَّ ضَرَبَ بِهِ الْأَرْضَ وَ قَالَ لَهُ يَا ابْنَ السَّوْدَاءِ أَمَّا حَقِّي فَقَدْ تَرَكْتُهُ مَخَافَةَ أَنْ يَرْتَدَّ النَّاسُ عَنْ دِينِهِمْ وَ أَمَّا قَبْرُ فَاطِمَةَ فَوَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحَابُكَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ لَأَسْقِيَنَّ الْأَرْضَ مِنْ دِمَائِكُمْ فَإِنْ شِئْتَ فَاعْرِضْ يَا عُمَرُ فَتَلَقَّاهُ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ وَ بِحَقِّ مَنْ فَوْقَ الْعَرْشِ إِلَّا خَلَّيْتَ عَنْهُ فَإِنَّا غَيْرُ فَاعِلِينَ شَيْئاً تَكْرَهُهُ قَالَ فَخَلَّى عَنْهُ وَ تَفَرَّقَ النَّاسُ وَ لَمْ يَعُودُوا إِلَى ذَلِكَ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
عمر و يارانش با حضرت امير عليه السّلام ملاقات نمود و گفت:
يا ابا الحسن! چه منظورى دارى؟ بخدا قسم ما قبر حضرت فاطمه را ميشكافيم و بر جنازه‏اش نماز ميگذاريم.
حضرت امير لباسهاى وى را گرفت و او را از جاى بركند و بر زمين زد و فرمود:
يا بن السوداء! من حق (يعنى مقام خلافت) خود را بدين جهت از دست‏ دادم كه مبادا مردم از دين خويشتن برگردند.
 اما در باره قبر فاطمه: بحق آن خدائى كه جان على در دست قدرت او است اگر تو و يارانت راجع باين قبرها عملى انجام دهيد زمين را از خون شما سيراب خواهم كرد. عمر! از اين خيال درگذر.
پس از عمر ابو بكر با حضرت امير ملاقات نمود و گفت:
يا ابا الحسن! تو را بحق پيغمبر اسلام و آن كسى كه بالاى عرش است قسم ميدهم كه از عمر دست بردارى، زيرا ما از انجام دادن عملى كه تو نميپسندى خوددارى مينمائيم.
راوى ميگويد: على عليه السّلام عمر را رها كرد و مردم پراكنده شدند و بدنبال مقصود خود بازنگشتند.
روضه لقاء فاطمة س با پیامبر ص در قیامت برای نجات محبان
روضه شوق دیدار پیامبر ص در قیامت توسط فاطمة س
روضه لقاء پیامبر ص  با فاطمة س در کنار درب بهشت برای شفاعت امت
11-  لي، [الأمالي للصدوق‏] الطَّالَقَانِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَادَرَائِيِّ عَنْ أَبِي قِلَابَةَ عَنْ غَانِمِ بْنِ الْحَسَنِ السَّعْدِيِّ عَنْ مُسْلِمِ بْنِ خَالِدٍ الْمَكِّيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع لِرَسُولِ اللَّهِ ص يَا أَبَتَاهْ أَيْنَ أَلْقَاكَ يَوْمَ الْمَوْقِفِ الْأَعْظَمِ وَ يَوْمَ الْأَهْوَالِ وَ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ قَالَ يَا فَاطِمَةُ عِنْدَ بَابِ الْجَنَّةِ وَ مَعِي لِوَاءُ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ أَنَا الشَّفِيعُ لِأُمَّتِي إِلَى رَبِّي 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 21
نيز در كتاب: امالى از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت ميكند كه فاطمه اطهر به پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله گفت: اى پدر! من تو را در روز قيامت كجا ملاقات نمايم؟ همان روزى كه روز هول و جزع و فزع بزرگى خواهد بود؟ فرمود: اى فاطمه! آن روز مرا نزد خود در بهشت در حالى ملاقات خواهى نمود كه پرچم:
الحمد للَّه با من خواهد بود، من آن روز نزد خدا براى امت خود شفاعت خواهم كرد.
روضه لقاء پیامبر ص  با فاطمة س در کنار حوض کوثر برای سیراب امت
قَالَتْ يَا أَبَتَاهْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ قَالَ الْقَيْنِي عَلَى الْحَوْضِ وَ أَنَا أَسْقِي أُمَّتِي 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 21
     فاطمه گفت: اى پدر! اگر آنجا تو را ملاقات نكنم چه بايد كرد؟ فرمود
     نزد حوض كوثر كه امت خود را آب ميدهم.
گریز به عطش و سلام بر امام حسین ع
روضه لقاء پیامبر ص  با فاطمة س در کنار صراط برای نجات امت
قَالَتْ يَا أَبَتَاهْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ قَالَ الْقَيْنِي عَلَى الصِّرَاطِ وَ أَنَا قَائِمٌ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ أُمَّتِي
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 21
گفت: اى پدر! اگر آنجا هم ملاقات ننمايم؟ فرمود: نزد صراط كه من ايستاده‏ام و ميگويم: پروردگارا! امت مرا سلامت بدار
روضه لقاء پیامبر ص  با فاطمة س در برپایی میزان برای حفظ امت
قَالَتْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ قَالَ الْقَيْنِي وَ أَنَا عِنْدَ الْمِيزَانِ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ أُمَّتِي 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 21
گفت: اى پدر! اگر آنجا هم ملاقات ننمايم؟ فرمود: نزد میزان كه من ايستاده‏ام و ميگويم: پروردگارا! امت مرا سلامت بدار
روضه وعده لقاء پیامبر ص  با فاطمة س در لب شعله های آتش جهنم برای نجات امت از آتش
روضه فاطمة س کی خندان شد؟
قَالَتْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ هُنَاكَ قَالَ الْقَيْنِي عَلَى شَفِيرِ جَهَنَّمَ أَمْنَعُ شَرَرَهَا وَ لَهَبَهَا عَنْ أُمَّتِي فَاسْتَبْشَرَتْ فَاطِمَةُ بِذَلِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهَا وَ عَلَى أَبِيهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِيهَا 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 21
 گفت: اگر در آنجا نيز تو را نبينم؟ فرمود: مرا، لب جهنم خواهى ديد كه شر و شعله آن را از امتم دور مينمايم.
فاطمه از اين بشارت مسرور گرديد، صلى اللَّه عليها و على ابيها و بعلها و بنيها.
روضه رضایت و خشم خدا برای فاطمة س
2-  جا، [المجالس للمفيد] عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّيْرَفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنِ الثُّمَالِيِّ عَنِ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا 
باب 3-مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها ومعجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 19
شيخ مفيد در كتاب: مجالس خود از رسول با عظمت اسلام نقل ميكند كه فرمود:
ان اللَّه ليغضب لغضب فاطمة و يرضى لرضاها يعنى حقا كه خدا براى غضب فاطمه زهراء غضب ميكند و براى خشنودى او خشنود مى‏شود.
روضه سزای اذیت کنندگان فاطمة س در قیامت
23-  فس، [تفسير القمي‏] إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً قَالَ نَزَلَتْ فِيمَنْ غَصَبَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حَقَّهُ وَ أَخَذَ حَقَّ فَاطِمَةَ وَ آذَاهَا
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها     بحارالأنوار ج : 43 ص : 26  
على بن ابراهيم در ذيل آيه- 57- سوره احزاب كه ميفرمايد:
افرادى كه خدا و رسول را اذيت ميكنند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و عذاب بزرگى براى ايشان آماده نموده است- مينگارد؛ اين آيه در شأن آن اشخاصى نازل شده كه حق على و زهرا عليهما السّلام را غصب نمودند و فاطمه را اذيت و آزار كردند،
روضه فراق  حضرت فاطمة س برای دوستانش
32-  يج، [الخرائج و الجرائح‏] رُوِيَ أَنَّ أُمَّ أَيْمَنَ لَمَّا تُوُفِّيَتْ فَاطِمَةُ حَلَفَتْ أَنْ لَا تَكُونَ بِالْمَدِينَةِ إِذْ لَا تُطِيقُ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَوَاضِعَ كَانَتْ بِهَا 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 28
 نيز در كتاب: خرايج نقل ميكند كه وقتى فاطمه اطهر از دنيا رفت ام ايمن قسم خورد كه در مدينه نماند، زيرا طاقت نداشت آن مواضعى را كه‏ فاطمه را در آنجا ديده بود بنگرد.
روضه صدیقة طاهره س سیدة عالم از قول امام صادق ع
 وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ ع قَوْلُ الرَّسُولِ ص فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَيْ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا قَالَ ذَاكَ مَرْيَمُ وَ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 39
بحضرت امام جعفر صادق عليه السّلام گفته شد: منظور از قول پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله كه فرموده: فاطمه بزرگترين زنان اهل بهشت است يعنى زنان زمان فاطمه؟
فرمود: اين مقام مريم دختر عمران است، ولى فاطمه اطهر بزرگترين زنان اولين و آخرين بهشت ميباشد.
روضه پرده داران بهشتی برای حضرت فاطمة س
 وَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ وَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ وَ خَدِيجَةَ يَمْشِينَ أَمَامَ فَاطِمَةَ كَالْحِجَابِ لَهَا إِلَى الْجَنَّةِ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 39
در روايتى وارد شده كه آسيه دختر مزاحم و مريم دختر عمران و خديجه كبرا در آن موقعى كه فاطمه عليها السّلام متوجه بهشت مى‏شود پرده دار فاطمه اطهر خواهند بود.
روضه بوسه و دعای پیامبر اکرم ص بر حضرت فاطمة س قبل از خواب
 الْبَاقِرُ وَ الصَّادِقُ ع أَنَّهُ كَانَ النَّبِيُّ ص لَا يَنَامُ حَتَّى يُقَبِّلَ عُرْضَ وَجْهِ فَاطِمَةَ يَضَعُ وَجْهَهُ بَيْنَ ثَدْيَيْ فَاطِمَةَ وَ يَدْعُو لَهَا 
امام باقر و امام صادق عليهما السّلام ميفرمايند: پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نمى‏خوابيد تا اينكه صورت و ميان پستان‏هاى فاطمه را ميبوسيد و براى آن حضرت دعا ميكرد
روضه دفاع از فاطمة دفاع از مادرم است
وَ أُتِيَ بِرَجُلٍ شَتَمَ فَاطِمَةَ إِلَى الْفَضْلِ بْنِ الرَّبِيعِ فَقَالَ لِابْنِ غَانِمٍ انْظُرْ فِي أَمْرِهِ مَا تَقُولُ قَالَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْحَدُّ قَالَ لَهُ الْفَضْلُ هِيَ ذَا أُمُّكَ إِنْ حَدَّدْتَهُ فَأَمَرَ بِأَنْ يُضْرَبَ أَلْفَ سَوْطٍ وَ يُصْلَبَ فِي الطَّرِيقِ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 43
يك وقت مردى را كه بفاطمه اطهر ناسزا گفته بود نزد فضل بن ربيع آوردند فضل به ابن غانم گفت:
نظريه تو در باره اين مرد چيست؟ گفت: بايد حد بر او جارى كرد، فضل به وى گفت: اگر تو حد خدا را بر او جارى كنى مثل اينكه از مادر خود دفاع كرده باشى سپس دستور داد تا هزار تازيانه باو زدند و جنازه‏اش را بر سر راه بدار آويختند.
روضه معنی حی علی خیر العمل 
44-  قب، [المناقب لابن شهرآشوب‏] سُئِلَ الصَّادِقُ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ الْوَلَايَةُ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 46
 نيز در كتاب سابق الذكر مى‏نگارد: از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام راجع به معنى: حى على خير العمل پرسش شد، فرمود: منظور از اين جمله:
نيكوئى نمودن بفاطمه اطهر و فرزندان وى مى‏باشد، بنا بروايتى منظور ولايت آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله است.
روضه اولین نفری که وارد بهشت می شود.
 أَبُو صَالِحٍ فِي الْأَرْبَعِينَ عَنْ أَبِي حَامِدٍ الْأَسْفَرَائِينِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ 
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوَّلُ شَخْصٍ تَدْخُلُ الْجَنَّةَ فَاطِمَةُ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 46
ابو صالح در كتاب اربعين از ابو هريره (بضم هاء و فتح راء) از پيغمبر مكرم اسلام روايت ميكند كه فرمود: اولين شخصى كه داخل بهشت مى‏شود فاطمه زهراء است.
روضه رقعه های برائت از آتش برای یاران و محبان حضرت فاطمة س
أَبُو بَكْرٍ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِهِ بِالْإِسْنَادِ عَنْ سِنَانٍ الْأَوْسِيِّ قَالَ النَّبِيُّ ص حَدَّثَنِي جَبْرَئِيلُ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا زَوَّجَ فَاطِمَةَ عَلِيّاً ع أَمَرَ رِضْوَانَ فَأَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتْ رِقَاعاً لِمُحِبِّي آلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ ص ثُمَّ أَمْطَرَهَا مَلَائِكَةً مِنْ نُورٍ بِعَدَدِ تِيكَ الرِّقَاعِ فَأَخَذَ تِلْكَ الْمَلَائِكَةُ الرِّقَاعَ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ اسْتَوَتْ بِأَهْلِهَا أَهْبَطَ اللَّهُ الْمَلَائِكَةَ بِتِلْكَ الرِّقَاعِ فَإِذَا لَقِيَ مَلَكٌ مِنْ تِلْكَ الْمَلَائِكَةِ رَجُلًا مِنْ مُحِبِّي آلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ دَفَعَ إِلَيْهِ رُقْعَةَ بَرَاءَةٍ مِنَ النَّارِ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 46
ابو بكر مردويه در كتاب خود از پيغمبر اعظم اسلام روايت مى‏كند كه فرمود: جبرئيل برايم گفت: هنگامى كه خداى رؤف فاطمه را براى على بن ابى طالب عليهما السّلام تزويج نمود برضوان امر كرد كه بدرخت طوبا دستور دهد تا رقعه‏هائى را براى دوستداران آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم تحمل كند، آنگاه ملائكه‏اى از نور كه تعداد آنان با آن رقعه‏ها مطابق بود باران بر آنها فرو ريختند و آنها را برگرفتند.
وقتى روز قيامت فرا رسد خداى حكيم ملائكه را با آن رقعه‏ها فرو ميفرستد هر گاه يكى از آن ملائكه يكى از دوستان آل محمّد را مى‏بيند يكى از آن رقعه‏ها را كه آزادى از جهنم در آن نوشته شده به وى خواهد داد.
روضه ملائک گهواره جنبان فرزندان حضرت فاطمة س
 وَ رُوِيَ أَنَّهَا ع رُبَّمَا اشْتَغَلَتْ بِصَلَاتِهَا وَ عِبَادَتِهَا فَرُبَّمَا بَكَى وُلْدُهَا فَرَأَى الْمَهْدَ يَتَحَرَّكُ وَ كَانَ مَلَكٌ يُحَرِّكُهُ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 46
روايت شده: چه بسا مى‏شد در آن موقعى كه فاطمه زهراء مشغول نماز و عبادت خويشتن بود و فرزندش گريه ميكرد گهواره وى در حركت بود، ملكى بود كه آن گهواره را حركت ميداد.
گریز روضه به گهواره علی اصغر ع
روضه نورانیت چادر فاطمة س  و مسلمان شدن یهودیان
وَ رَهَنَتْ ع كِسْوَةً لَهَا عِنْدَ امْرَأَةِ زَيْدٍ الْيَهُودِيِّ فِي الْمَدِينَةِ وَ اسْتَقْرَضَتِ الشَّعِيرَ فَلَمَّا دَخَلَ زَيْدٌ دَارَهُ قَالَ مَا هَذِهِ الْأَنْوَارُ فِي دَارِنَا قَالَتْ لِكِسْوَةِ فَاطِمَةَ فَأَسْلَمَ فِي الْحَالِ وَ أَسْلَمَتِ امْرَأَتُهُ وَ جِيرَانُهُ حَتَّى أَسْلَمَ ثَمَانُونَ نَفْساً 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 50-47
فاطمه اطهر در مدينه طيبه لباس خود را نزد زن يهودى كه او را رند ميگفتند بعنوان وثيقه نهاد و مقدارى جو قرض كرد.
موقعى كه رند داخل خانه خويش شد و با نورهاى آن لباس مواجه گرديد گفت: اين نورها از كجا در خانه ما مى‏تابد!؟ زوجه‏اش گفت: از لباس فاطمه زهرا است، آن يهودى فورا با زوجه‏اش اسلام اختيار كردند و تعداد 80 نفر از همسايگان وى نيز بدين مقدس اسلام مشرف گرديدند.
گریز به کشیده شدن فاطمة در میان خاک و خون در کوچه بدنبال علی ع
گریز به چادر کهنه و سوخته اسراء  ع
روضه بردن علی ع با ریسمان به مسجد و نفرین حضرت فاطمة س
أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِيُّ فِي اخْتِيَارِ الرِّجَالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ أَنَّهُ لَمَّا اسْتُخْرِجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مِنْ مَنْزِلِهِ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ حَتَّى انْتَهَتْ إِلَى الْقَبْرِ فَقَالَتْ خَلُّوا عَنِ ابْنِ عَمِّي فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَئِنْ لَمْ تُخَلُّوا عَنْهُ لَأَنْشُرَنَّ شَعْرِي وَ لَأَضَعَنَّ قَمِيصَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى رَأْسِي وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَى اللَّهِ فَمَا نَاقَةُ صَالِحٍ بِأَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ مِنْ وُلْدِي قَالَ سَلْمَانُ فَرَأَيْتُ وَ اللَّهِ أَسَاسَ حِيطَانِ الْمَسْجِدِ تَقَلَّعَتْ مِنْ أَسْفَلِهَا حَتَّى لَوْ أَرَادَ رَجُلٌ أَنْ يَنْفُذَ مِنْ تَحْتِهَا نَفَذَ فَدَنَوْتُ مِنْهَا وَ قُلْتُ يَا سَيِّدَتِي وَ مَوْلَاتِي إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ أَبَاكِ رَحْمَةً فَلَا تَكُونِي نَقِمَةً فَرَجَعَتِ الْحِيطَانُ حَتَّى سَطَعَتِ الْغَبَرَةُ مِنْ أَسْفَلِهَا فَدَخَلَتْ فِي خَيَاشِيمِنَا 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 50-47
 ابو جعفر طوسى در كتاب اختيار الرجال از امام جعفر صادق عليه السّلام از سلمان فارسى روايت ميكند كه فرمود: در آن حينى كه امير المؤمنين على عليه السّلام را از خانه‏اش بطرف مسجد بردند فاطمه زهراء هم از خانه خارج شد و نزد قبر پدرش پيغمبر آمد و گفت: پسر عموى مرا رها نمائيد! بحق آن خدائى كه حضرت محمّد را بحق مبعوث كرده اگر على را رها نكنيد موى سرم را پريشان ميكنم و پيراهن پدرم رسول خدا را روى سرم ميگذارم و بخدا شكايت ميكنم، ناقه صالح نزد خدا از فرزندان من عزيزتر نبود.
سلمان ميگويد: بخدا قسم كه ديدم پايه‏هاى ديوارهاى مسجد از ريشه بطورى كنده شد كه اگر شخصى ميخواست داخل آنها شود ميتوانست.
من نزديك فاطمه اطهر رفتم و گفتم: اى بانوى بزرگوار! خداى سبحان پدر تو را مبعوث نمود كه (براى عالم) رحمت باشد مبادا تو در حق اين مردم نفرين كنى، ناگاه ديدم پايه‏هاى ديوارها بجاى خود بازگشتند، گرد و غبار از زير آنها بقدرى برخاست كه داخل بينى‏هاى ما شد!!
روضه مقام مریم س و فاطمة س 
روضه آمدن مائده بهشتی از آسمان هنگام نماز فاطمة س
 وَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّ النَّبِيَّ ص دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ هِيَ فِي مُصَلَّاهَا وَ خَلْفَهَا جَفْنَةٌ يَفُورُ دُخَانُهَا فَأَخْرَجَتْ فَاطِمَةُ الْجَفْنَةَ فَوَضَعَتْهَا بَيْنَ أَيْدِيهِمَا فَسَأَلَ عَلِيٌّ ع أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ رِزْقِهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 50-47
در حديث وارد شده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هنگامى نزد فاطمه اطهر آمد كه آن بانو در محراب عبادت بود، در عقب آن بانو يك كاسه غذا بود كه بخار از آن بر ميخاست فاطمه اطهر آن كاسه را نزد پيغمبر و حضرت على نهاد، على عليه السّلام بفاطمه گفت: اين غذا از كجا بتو نصيب شده؟ گفت: از فضل خدا، زيرا خدا هر كسى را كه بخواهى بدون حساب رزق و روزى ميدهد.
روضه ثواب زیارت پنج تن ع از حدیث پیامبر ص
فَمَنْ زَارَنِي بَعْدَ وَفَاتِي فَكَأَنَّمَا زَارَنِي فِي حَيَاتِي وَ مَنْ زَارَ فَاطِمَةَ فَكَأَنَّمَا زَارَنِي وَ مَنْ زَارَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَكَأَنَّمَا زَارَ فَاطِمَةَ وَ مَنْ زَارَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكَأَنَّمَا زَارَ عَلِيّاً وَ مَنْ زَارَ ذُرِّيَّتَهُمَا فَكَأَنَّمَا زَارَهُمَا 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 59    
كسى كه مرا پس از فوت زيارت نمايد گويا: مرا در زمان حيات زيارت كرده باشد، كسى كه فاطمه را زيارت كند مانند اين است كه مرا زيارت كرده باشد، كسى كه علي بن ابى طالب را زيارت كند مثل اينكه فاطمه را زيارت كرده باشد.
كسى كه حسن و حسين عليهما السّلام را زيارت كند گويا: علي بن ابى طالب را زيارت كرده باشد، كسى كه فرزندان حسنين عليهما السّلام را زيارت كند نظير اين است كه خود ايشان را زيارت كرده باشد.
روضه اذن دخول پیامبر ص برای ورود به خانه فاطمة س 
روضه دستان پیامبر بر درب خانه حضرت فاطمة س با سلام و اذن
53-  كا، [الكافي‏] الْعِدَّةُ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُرِيدُ فَاطِمَةَ ع وَ أَنَا مَعَهُ فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى الْبَابِ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ فَدَفَعَهُ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ ع عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ ادْخُلْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ أَنَا وَ مَنْ مَعِي فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ عَلَيَّ قِنَاعٌ فَقَالَ يَا فَاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مِلْحَفَتِكِ فَقَنِّعِي بِهِ رَأْسَكِ فَفَعَلَتْ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ نَعَمْ ادْخُلْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَنَا وَ مَنْ مَعِي قَالَتْ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 62
نيز در كتاب سابق الذكر از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت ميكند كه گفت:
يك روز كه پيغمبر اسلام متوجه خانه فاطمه زهراء شد منهم با آن بزرگوار بودم، موقعى كه نزد در خانه رسيديم رسول خدا دست مبارك خود را بدر نهاد و فرمود: السلام عليكم، فاطمه زهراء گفت: عليك السلام، يا رسول اللَّه! داخل‏ شو، فرمود: من با اين شخصى كه همراه دارم داخل شوم؟ فاطمه گفت: من مقنعه ندارم، پيغمبر خدا فرمود: گوشه لباس خود را مقنعه قرار بده، وقتى فاطمه اين عمل را انجام داد رسول خدا فرمود: السلام عليكم، فاطمه گفت: و عليكم السلام يا رسول اللَّه! داخل شو، فرمود: اجازه هست كه داخل شوم؟ فاطمه گفت: آرى، فرمود: با اين شخصى كه همراه دارم داخل شوم؟ گفت: آرى.
گریز روضه به ورود نامحرمان به خانه فاطمة س بدون اذن 
روضه دیدن امام حسن ع و امام حسین ع در قیامت بدون سر مطهر ع
فَإِذَا بَلَغَتْ إِلَى بَابِ قَصْرِهَا وَجَدَتِ الْحَسَنَ قَائِماً وَ الْحُسَيْنَ نَائِماً مَقْطُوعَ الرَّأْسِ
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 63
هنگامى كه زهراء بر در قصر خود مى‏آيد مي بيند كه حسن ايستاده و حسين در حالى كه سر ندارد خوابيده است.
روضه امام حسین ع ذخیـره الهی برای فاطمة س و محبان وشیعیانش در دنیا و آخرت
     فَتَقُولُ لِلْحَسَنِ مَنْ هَذَا فَيَقُولُ هَذَا أَخِي إِنَّ أُمَّةَ أَبِيكِ قَتَلُوهُ وَ قَطَعُوا رَأْسَهُ فَيَأْتِيهَا النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ إِنِّي إِنَّمَا أَرَيْتُكِ‏ مَا فَعَلَتْ بِهِ أُمَّةُ أَبِيكِ لِأَنِّي ادَّخَرْتُ لَكِ عِنْدِي تَعْزِيَةً بِمُصِيبَتِكِ فِيهِ إِنِّي جَعَلْتُ تَعْزِيَتَكِ الْيَوْمَ أَنِّي لَا أَنْظُرُ فِي مُحَاسَبَةِ الْعِبَادِ حَتَّى تَدْخُلَ الْجَنَّةَ أَنْتِ وَ ذُرِّيَّتُكِ وَ شِيعَتُكِ وَ مَنْ أَوْلَاكُمْ مَعْرُوفاً مِمَّنْ لَيْسَ هُوَ مِنْ شِيعَتِكِ قَبْلَ أَنْ أَنْظُرَ فِي مُحَاسَبَةِ الْعِبَادِ
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 63
بامام حسن ميگويد: اين كيست كه خوابيده! ميگويد: برادرم حسين است كه امت پدرت او را كشته و سرش را بريده‏اند، در همين موقع است كه از طرف خدا خطاب مى‏شود:
اى دختر حبيب من! من اين ظلم و ستمى را كه امت پدرت انجام داده‏اند از اين لحاظ بتو نشان دادم كه آن تسليت را كه براى تو ذخيره نموده‏ام بتو بنمايم‏ .
تسليت تو اين است كه من امروز بحساب احدى رسيدگى نخواهم كرد تا تو و فرزندانت و شيعيانت و افرادى كه شيعه نبودند ولى بشما خدمتى كرده باشند داخل بهشت شويد.
روضه ورود خادمین فاطمه س و دوستانشانش  به بهشت که شیعه هم نبودند.
     فَتَدْخُلُ فَاطِمَةُ ابْنَتِي الْجَنَّةَ وَ ذُرِّيَّتُهَا وَ شِيعَتُهَا وَ مِنْ أَوْلَادِهَا [مَنْ أَوْلَاكُمْ‏] مَعْرُوفاً مِمَّنْ لَيْسَ مِنْ شِيعَتِهَا فَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ قَالَ هَوْلُ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ هِيَ وَ اللَّهِ فَاطِمَةُ وَ ذُرِّيَّتُهَا وَ شِيعَتُهَا وَ مَنْ أَوْلَاهُمْ مَعْرُوفاً مِمَّنْ لَيْسَ هُوَ مِنْ شِيعَتِهَا 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 63
در همين موقع است كه دخترم فاطمه و فرزندان و شيعيانش و اشخاصى كه شيعه نبودند ولى به ايشان خدمتى كرده باشند داخل بهشت خواهند شد،
 بخدا معناى آيه- 103- سوره انبياء كه ميفرمايد:
جزع و فزع بزرگ ايشان را محزون نخواهد كرد همين است.
روز قيامت چنان كه در آيه- 102- سوره انبياء ميفرمايد: ايشان در حالى در بهشت جاويدان خواهند بود كه هر چه بخواهند موجود است، بخدا قسم منظور از آن افرادى كه اين آيه فرموده: فاطمه و فرزندان و شيعيان و آن افرادى كه به وى خدمتى كرده باشند خواهند بود.
روضه تحفه دوستان خدا در نزد حضرت فاطمة س
 كِتَابُ الدَّلَائِلِ، لِلطَّبَرِيِّ عَنْ أَبِي الْفَرَجِ الْمُعَافَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمِّهِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَتْنِي فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَتْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ص أَ لَا أُبَشِّرُكِ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُتْحِفَ زَوْجَةَ وَلِيِّهِ فِي الْجَنَّةِ بَعَثَ إِلَيْكِ تَبْعَثِينَ إِلَيْهَا مِنْ حُلِيِّكِ 
باب 3-  مناقبها و فضائلها و بعض أحوالها و معجزاتها صلوات الله عليها بحارالأنوار ج : 43 ص : 81
طبرى در كتاب: دلائل الامامة از حضرت فاطمه زهرا روايت ميكند كه فرمود: پدرم رسول خدا بمن گفت: بتو بشارت ميدهم موقعى كه خداى رؤف بخواهد در بهشت براى زوجه ولى و دوست خود تحفه‏اى عطا كند نزد تو ميفرستد كه تو از زر و زيور خود برايش بفرستى.
روضه دعای فاطمة س در باره دیگران
4-  ع، [علل الشرائع‏] أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْمَرْوَزِيُّ عَنْ جَعْفَرٍ الْمُقْرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَوْصِلِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي زَيْدٍ الْكَحَّالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع إِذَا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا فَقِيلَ لَهَا يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّكِ تَدْعِينَ لِلنَّاسِ وَ لَا تَدْعِينَ لِنَفْسِكِ فَقَالَتِ الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ 
باب 4-  سيرها و مكارم أخلاقها صلوات الله عليها و سير بعض خدمها بحارالأنوار ج : 43 ص : 82
(2) 4- نيز در همان كتاب از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: فاطمه اطهر براى مؤمنين و مؤمنات دعا ميكرد و براى خويشتن دعا نمى‏كرد.
وقتى بآن بانو گفته ميشد: تو براى مردم دعا ميكنى، پس چرا براى خويشتن دعا نمى‏كنى!؟ ميفرمود: اول همسايه؛ دوم اهل خانه.
روضه دشمنی کردن بنی امیة لع  با فاطمة س
11-  كا، [الكافي‏] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ بَقْلَةٌ أَشْرَفَ وَ لَا أَنْفَعَ مِنَ الْفَرْفَخِ وَ هُوَ بَقْلَةُ فَاطِمَةَ ع ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ هُمْ سَمَّوْهَا بَقْلَةَ الْحَمْقَاءِ بُغْضاً لَنَا وَ عَدَاوَةً لِفَاطِمَةَ ع 
باب 4-  سيرها و مكارم أخلاقها صلوات الله عليها و سير بعض خدمها بحارالأنوار ج : 43 ص : 90
11- در كتاب: كافى از فرات بن احنف روايت ميكند كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: در تمام روى زمين گياهى شريفتر و نافعتر از خرفه نيست، خرفه سبزى فاطمه است.
آنگاه فرمود: خدا بنى اميه را لعنت كند، زيرا آنان بعلت بغضى و دشمنى كه با فاطمه داشتند اين گياه را گياه احمق ناميدند.
روضه زیارت فاطمة س از قبور شهداء
13-  يب، [تهذيب الأحكام‏] مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَنَابٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع كَانَتْ تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ غَدَاةِ سَبْتٍ فَتَأْتِي قَبْرَ حَمْزَةَ وَ تَتَرَحَّمُ عَلَيْهِ وَ تَسْتَغْفِرُ لَهُ 
باب 4-  سيرها و مكارم أخلاقها صلوات الله عليها و سير بعض خدمها بحارالأنوار ج : 43 ص : 90
13- شيخ طوسى در كتاب: تهذيب از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت ميكند كه فرمود: حضرت زهراء صبح‏هاى روز شنبه‏ها متوجه قبور شهداى احد مى‏شد و روى قبر حضرت حمزه ميرفت و بر او رحمت ميفرستاد و برايش طلب مغفرت ميكرد.
روضه اشگهای حضرت فاطمة س در مدینه و بقیع
....وَ أَمَّا فَاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ الْمَدِينَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَيْتِينَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ فَكَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْكِي حَتَّى تَقْضِيَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 156
حضرت فاطمه اطهر بقدرى از فراق پيغمبر خدا گريه كرد كه اهل مدينه خسته و ناراحت شدند و به او گفتند: تو بواسطه كثرت گريه‏ات ما را اذيت ميكنى لذا حضرت زهراء از مدينه خارج و متوجه قبر شهداء ميشد، وقتى عقده‏هاى قلبى خود را خالى ميكرد بسوى مدينه باز ميگشت.
روضه اشگهای امام سجاد ع 
روضه استغاثه حضرت فاطمة س و یاری نشدن
روضه استغاثة فاطمة س ؛ یا ابتاه
كَأَنِّي بِفَاطِمَةَ بِنْتِي وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدِي وَ هِيَ تُنَادِي يَا أَبَتَاهْ فَلَا يُعِينُهَا أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِي 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 156
گويا: ميبينم دخترم فاطمه زهراء بعد از من مظلوم واقع شده، هر چه صدا ميزند: يا ابتاه! احدى از امت من بفرياد او نميرسد.
روضه جبرئیل غم خوار فاطمة س در دوران  بیماری ونزول مصحف فاطمة س
4-  يج، [الخرائج و الجرائح‏] قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ يَأْتِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ فِي الْجَنَّةِ وَ يُخْبِرُهَا مَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع  يَكْتُبُ ذَلِكَ .
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتهابحارالأنوار ج : 43 ص : 156
 در كتاب: خرائج از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود:
حضرت فاطمه بعد از پدر بزرگوارش مدت- 75- روز زنده بود و از فراق پدر خود دچار غم و اندوه شديدى شده بود. جبرئيل نزد آن بانو مى‏آمد و او را تسلى و از مكان پدرش كه در بهشت است خبر ميداد. نيز او را از آن مصائبى كه بعدا دچار فرزندانش شد آگاه ميكرد، حضرت امير ع اين گونه مطالب را مينگاشت.
روضه بوئیدن پیراهن پیامبر ص توسط فاطمة س
6-  مِنْ بَعْضِ كُتُبِ الْمَنَاقِبِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى بْنِ مَرْدَوَيْهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَرْمِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَبَّةَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ غَسَلْتُ النَّبِيَّ ص فِي قَمِيصِهِ فَكَانَتْ فَاطِمَةُ تَقُولُ أَرِنِي الْقَمِيصَ فَإِذَا شَمَّتْهُ غُشِيَ عَلَيْهَا فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ غَيَّبْتُهُ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 157
- در بعضى از كتب مناقب از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام نقل شده كه فرمود: من بدن مبارك پيغمبر خدا را با پيراهنش غسل دادم. فاطمه اطهر ميگفت:
پيراهن پدرم را بمن نشان بده. موقعى كه آن پيراهن را بوئيد غش كرد!! وقتى من با اين منظره مواجه شدم پيراهن رسول خدا را از نظر فاطمه پنهان نمودم.
گریز به عصر عاشوراء به بیطاقت شدن فاطمة س از پیراهنی که سالم بود و خونی نبود
روضه اذان گفتن بلال به امر فاطمة س 
-  يه، [من لا يحضره الفقيه‏] رُوِيَ أَنَّهُ لَمَّا قُبِضَ النَّبِيُّ ص امْتَنَعَ بِلَالٌ مِنَ الْأَذَانِ قَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع قَالَتْ ذَاتَ يَوْمٍ إِنِّي أَشْتَهِي أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ أَبِي ع بِالْأَذَانِ فَبَلَغَ ذَلِكَ بِلَالًا فَأَخَذَ فِي الْأَذَانِ فَلَمَّا قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ ذَكَرَتْ أَبَاهَا وَ أَيَّامَهُ فَلَمْ تَتَمَالَكْ مِنَ الْبُكَاءِ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَى قَوْلِهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ شَهَقَتْ فَاطِمَةُ ع وَ سَقَطَتْ لِوَجْهِهَا وَ غُشِيَ عَلَيْهَا فَقَالَ النَّاسُ لِبِلَالٍ أَمْسِكْ يَا بِلَالُ فَقَدْ فَارَقَتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص الدُّنْيَا وَ ظَنُّوا أَنَّهَا قَدْ مَاتَتْ فَقَطَعَ أَذَانَهُ وَ لَمْ يُتِمَّهُ فَأَفَاقَتْ فَاطِمَةُ ع وَ سَأَلَتْهُ أَنْ يُتِمَّ الْأَذَانَ فَلَمْ يَفْعَلْ وَ قَالَ لَهَا يَا سَيِّدَةَ النِّسْوَانِ إِنِّي أَخْشَى عَلَيْكِ مِمَّا تُنْزِلِينَهُ بِنَفْسِكِ إِذَا سَمِعْتِ صَوْتِي بِالْأَذَانِ فَأَعْفَتْهُ عَنْ ذَلِكَ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 158
- صدوق در كتاب: فقيه مينگارد: روايت شده وقتى پيغمبر خدا از دنيا رحلت نمود بلال از گفتن اذان خوددارى كرد، و گفت: من بعد از پيامبر اسلام براى احدى اذان نخواهم گفت.
يك روز فاطمه زهراء فرمود: من دوست دارم صداى اذان مؤذن پدرم را بشنوم، هنگامى كه اين سخن بگوش بلال رسيد مشغول گفتن اذان شد. موقعى كه بلال دو مرتبه گفت: اللَّه اكبر، حضرت زهراى اطهر بياد روزگار پدرش رسول خدا آمد و نتوانست از گريه خوددارى نمايد. وقتى بلال گفت: اشهد ان محمّدا رسول اللَّه، فاطمه اطهر صيحه‏اى زد و با صورت خود سقوط و غش كرد!! مردم‏ به بلال گفتند: از گفتن اذان خوددارى كن! زيرا فاطمه دختر پيغمبر از دنيا در گذشت. مردم اين طور يافتند كه فاطمه مرده است! بلال پس از اين جريان اذان را قطع نمود و آن را تمام نكرد. موقعى كه فاطمه زهراء بهوش آمد به بلال گفت: اذان را تمام كن، ولى بلال نپذيرفت و بحضرت زهراء گفت: اى بزرگترين زنان! من از اينكه تو هر گاه صداى اذان مرا ميشنوى و اين همه احساس ناراحتى ميكنى ميترسم. لذا حضرت فاطمه عليها السّلام وى را معاف نمود.
روضه رعایت عفاف و حجاب حضرت فاطمة س هنگام شهادت
12-  ما، [الأمالي للشيخ الطوسي‏] ابْنُ حَمَّوَيْهِ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي خَلِيفَةَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي رَجَاءٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي رَافِعٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَلْمَى امْرَأَةِ أَبِي رَافِعٍ قَالَتْ
      مَرِضَتْ فَاطِمَةُ فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي مَاتَتْ فِيهِ قَالَتْ هَيِّئِي لِي مَاءً فَصَبَبْتُ لَهَا فَاغْتَسَلَتْ كَأَحْسَنِ مَا كَانَتْ تَغْتَسِلُ ثُمَّ قَالَتِ ائْتِينِي بِثِيَابٍ جُدُدٍ فَلَبِسَتْهَا ثُمَّ أَتَتِ الْبَيْتَ الَّذِي كَانَتْ فِيهِ فَقَالَتِ افْرُشِي لِي فِي وَسَطِهِ ثُمَّ اضْطَجَعَتْ وَ اسْتَقْبَلَتِ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَتْ يَدَهَا تَحْتَ خَدِّهَا وَ قَالَتْ إِنِّي مَقْبُوضَةٌ الْآنَ فَلَا أُكْشَفَنَّ فَإِنِّي قَدِ اغْتَسَلْتُ قَالَتْ وَ مَاتَتْ فَلَمَّا جَاءَ عَلِيٌّ أَخْبَرْتُهُ فَقَالَ لَا تُكْشَفُ فَحَمَلَهَا يَغْسِلُهَا ع 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 172
 در كتاب: امالى ابن الشيخ از زن ابو رافع روايت ميكند كه گفت:
در آن روزى كه حضرت زهراى اطهر ميخواست از دنيا رحلت كند بمن فرمود:
لباسهاى جديدى نزد من بياور، وقتى من لباسها را آوردم و او آنها را پوشيد وارد خانه شد و فرمود: فرش را در ميان خانه بينداز. آنگاه آن بانو رو بقبله خوابيد و دستهاى مبارك خود را زير گونه صورت مقدس خويشتن نهاد و فرمود:
من الساعه قبض روح ميشوم، مبادا لباس من در آورده شود، زيرا من بدنم را شستشو داده‏ام.
اين بفرمود و از دنيا رفت.
موقعى كه حضرت امير آمد و من جريان را برايش شرح دادم فرمود: آرى مبادا بدن فاطمه باز و بدون لباس باشد. آنگاه آن بزرگوار جسد زهراى اطهر را برد و غسل داد.
روضه لرزیدن اعضاء فاطمة س در محراب از خوف خدا
مَتَى قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَزْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ يَا مَلَائِكَتِي انْظُرُوا إِلَى أَمَتِي فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ إِمَائِي قَائِمَةً بَيْنَ يَدَيَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِيفَتِي وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِي أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ آمَنْتُ شِيعَتَهَا مِنَ النَّارِ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
 هنگامى‏ كه فاطمه در مقابل پروردگار خود در ميان محراب عبادت مى‏ايستد نور او براى ملائكه آسمان نظير نور ستارگان از براى اهل زمين ميدرخشد.
خداى رؤف بملائكه خود ميگويد: اى ملائكه من! بفاطمه كه بزرگترين كنيزان من است نظر كنيد كه چگونه در مقابل من قرار گرفته است. اعضاء و جوارح او از خوف من مي لرزد. فاطمه با توجه قلبى مشغول عبادت من شده است من شما را شاهد ميگيرم كه شيعيان وى را در امان ميگذارم.
روضه مقام حضرت زهراء س در نزد پیامبر ص
13-  لي، [الأمالي للصدوق‏] الدَّقَّاقُ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنِ النَّخَعِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي خَبَرٍ طَوِيلٍ قَدْ أَثْبَتْنَاهُ فِي بَابِ مَا أَخْبَرَ النَّبِيُّ ص بِظُلْمِ أَهْلِ الْبَيْتِ قَالَ ص وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
صدوق در كتاب: امالى از پيغمبر اكرم روايت ميكند كه فرمود:
فاطمه دختر من بزرگترين زنان اولين و آخرين اهل جهان است. فاطمه زهراء پاره تن من است. زهرا نور دو چشم من است. زهرا ميوه قلب من است. زهرا روح و جان من است. زهراء حوريه‏اى است كه به قيافه انسان در آمده.
روضه مصیبت رنجهای حضرت فاطمة س بر پیامبر ص
وَ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ‏ الذُّلُّ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقُّهَا
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
سپس پيامبر خدا فرمود: هر گاه زهراء را مشاهده ميكنم بياد آن ستمهائى ميايم كه بعد از من در حق او خواهد شد. گويا ميبينم كه ذلت داخل خانه وى شده باشد. احترامش از دست داده شده باشد. حقش را غصب نموده باشند.
روضه استغاثه حضرت فاطمة س درباره محسن بن علی ع
 وَ مُنِعَتْ إِرْثُهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
.... از دريافت ارث خود ممنوع شده باشد. پهلوى او شكسته شده باشد. جنين وى سقط شده باشد و او فرياد ميزند : يا محمّداه! ولى كسى بدادش نميرسد، استغاثه ميكند ولى كسى بفريادش نخواهد رسيد. 
روضه مصائب فاطمة س از فرمایشات رسول الله 
فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً تَتَذَكَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْيِ عَنْ بَيْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَكَّرُ فِرَاقِي أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّيْلُ لِفَقْدِ صَوْتِيَ الَّذِي كَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَيْهِ إِذَا تَهَجَّدَتْ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِيلَةً بَعْدَ أَنْ كَانَتْ فِي أَيَّامِ أَبِيهَا عَزِيزَةً 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
...لذا بعد از من دائما: محزون، غصه دار، گريان، گاهى يادآور مى‏شود كه وحى از خانه‏اش قطع شده، گاهى مفارقت مرا بخاطر خواهد آورد، هر گاه شب شود براى اينكه صداى تلاوت قرآن مرا در نماز شب نميشنود دچار وحشت خواهد شد. سپس خويشتن را بعد از آنكه در ايام پدر عزيزترين افراد بود ذليل خواهد ديد.
روضه ملائک مونس فاطمة س در مصائبش
فَعِنْدَ ذَلِكَ يُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ بِالْمَلَائِكَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فَتَقُولُ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِينَ يَا فَاطِمَةُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
در همين موقع است كه خداى رؤف ملائكه را مونس فاطمه قرار ميدهد.
ملائكه فاطمه را بهمان ندائى ندا ميكنند كه حضرت مريم را ندا كردند و به وى ميگويند:
اى فاطمه! خدا تو را از ميان زنان جهانيان انتخاب كرده است. اى فاطمه! فرمانبردار پروردگار خود باش و با افراد سجده‏كننده و ركوع‏كننده ساجد و راكع باش.
روضه پرستاری ملائک دربیماری فاطمة س
ثُمَّ يَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَيَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهَا مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِي عِلَّتِهَا 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
......سپس درد و مرض بر او غلبه خواهد كرد. آنگاه خداى سبحان حضرت- مريم را ميفرستد تا پرستار و مونس فاطمه اطهر باشد.
روضه : چگونه فاطمة س بر رسول خدا ص وارد خواهد شد؟
فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ يَا رَبِّ إِنِّي قَدْ سَئِمْتُ الْحَيَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْيَا فَأَلْحِقْنِي بِأَبِي فَيُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِي فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
 در همين موقع است كه زهراء ميگويد:
پروردگارا! من از زندگى سير شده و از مردم دنيا بيزارم، مرا بپدرم ملحق نما خداى توانا او را بمن ملحق مينمايد، زهراء اول كسى است از اهل بيت من كه بمن ملحق خواهد شد. فاطمه زهراء در حالى كه: محزون، غصه دار، مغموم، با حق غصب شده و شهيد شده باشد بر من وارد خواهد شد. 
روضه  : روضه لعن یپامبرص درباره قاتلین محسن بن علی ع
فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَيْهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِينَ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 173
من در آن موقع ميگويم:
بار خدايا! هر كسى را كه بفاطمه ظلم كرده باشد لعن كن! آن كسى را كه حق زهراء را غصب نموده باشد عقاب و عذاب كن! آن كسى را كه فاطمه را ذليل كرده باشد، ذليل كن! آن كسى را كه ضربه به پهلوى فاطمه زد تا بچه خود را سقط نمود او را در دوزخ جاودانى كن! ملائكه ميگويند: آمين!
جواب فاطمة س در مقابل اعتراض بزرگان به اشگ و حزنش
 فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع حَتَّى دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ هِيَ لَا تُفِيقُ مِنَ الْبُكَاءِ وَ لَا يَنْفَعُ فِيهَا الْعَزَاءُ فَلَمَّا رَأَتْهُ سَكَنَتْ هُنَيْئَةً لَهُ فَقَالَ لَهَا يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ شُيُوخَ الْمَدِينَةِ يَسْأَلُونِّي أَنْ أَسْأَلَكِ إِمَّا أَنْ تَبْكِينَ أَبَاكِ لَيْلًا وَ إِمَّا نَهَاراً فَقَالَتْ يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا أَقَلَّ مَكْثِي بَيْنَهُمْ وَ مَا أَقْرَبَ مَغِيبِي مِنْ بَيْنِ أَظْهُرِهِمْ فَوَ اللَّهِ لَا أَسْكُتُ لَيْلًا وَ لَا نَهَاراً أَوْ أَلْحَقَ بِأَبِي رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ ع افْعَلِي يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ مَا بَدَا لَكِ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 193
وقتى على عليه السّلام متوجه فاطمه اطهر شد ديد آن بانوى معظمه از گريه ساكت نميشود، و تسليت گفتن براى او ثمرى ندارد، هنگامى كه چشم آن بانو بحضرت امير افتاد لحظه‏اى ساكت شد.
على عليه السّلام به وى فرمود: اى دختر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بزرگان مدينه از من خواسته‏اند كه از تو بخواهم: شب براى پدر بزرگوارت گريه كنى يا روز.
فاطمه اطهر عليها السّلام گفت: يا ابا الحسن! من چندان مكثى در ميان اين مردم نخواهم كرد، بزودى من از ميان اين مردم ميروم، يا على بخدا قسم من شب و روز از گريه آرام نخواهم شد تا اينكه به پدرم ملحق شوم.
حضرت امير فرمود: باشد، هر منظورى كه دارى انجام بده.
ساختن بیت الاحزان برای فاطمة س
 ثُمَّ إِنَّهُ بَنَى لَهَا بَيْتاً فِي الْبَقِيعِ نَازِحاً عَنِ الْمَدِينَةِ يُسَمَّى بَيْتَ الْأَحْزَانِ وَ كَانَتْ إِذَا أَصْبَحَتْ قَدَّمَتِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع أَمَامَهَا وَ خَرَجَتْ إِلَى الْبَقِيعِ بَاكِيَةً
فَلَا تَزَالُ بَيْنَ الْقُبُورِ بَاكِيَةً فَإِذَا جَاءَ اللَّيْلُ أَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِلَيْهَا وَ سَاقَهَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِلَى مَنْزِلِهَا
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 193
على عليه السّلام بعد از اين جريان اطاقى خارج از شهر مدينه براى حضرت زهراى اطهر ساخت كه آن را بيت الاحزان ميگفتند. موقعى كه صبح ميشد فاطمه اطهر حضرت حسن و حسين عليهما السّلام را برميداشت و متوجه بقيع و خارج از مدينه ميشد «1» و همچنان تا شب مشغول گريه بود. موقعى كه شب فرا ميرسيد حضرت امير مى‏آمد و فاطمه اطهر را بمنزل خويش باز ميگردانيد.
روضه وصیت فاطمة س درباره غاصبین ولایت
 ثُمَّ قَالَتْ أُوصِيكَ أَنْ لَا يَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِي مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ ظَلَمُونِي وَ أَخَذُوا حَقِّي فَإِنَّهُمْ عَدُوِّي وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا تَتْرُكُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 193
فاطمه اطهر پس از اين جريان بحضرت امير رو كرد و گفت: مبادا احدى از اين گروهى كه در حق من ظلم كردند و حق مرا غصب نمودند براى تشييع جنازه‏ام حاضر شوند!! زيرا ايشان دشمن من و دشمن رسول خدا ميباشند. مبادا بگذارى احدى از آنان و پيروانشان بجنازه‏ام نماز بخوانند!! 
روضه عاشقانی که نیمه شب بر فاطمة س نماز خواندند
 فَلَمَّا أَنْ هَدَأَتِ الْعُيُونُ وَ مَضَى شَطْرٌ مِنَ اللَّيْلِ أَخْرَجَهَا عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَقِيلٌ وَ الزُّبَيْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ بُرَيْدَةُ وَ نَفَرٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ خَوَاصُّهُ صَلَّوْا عَلَيْهَا وَ دَفَنُوهَا فِي جَوْفِ اللَّيْلِ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 193
هنگامى كه چشم مردم بخواب رفت و قسمتى از شب گذشت حضرت على بن- ابى طالب و حضرت حسنين عليهم السّلام با عمار، مقداد، عقيل، زبير، ابو ذر، سلمان، بريده و گروهى از بنى هاشم جنازه مبارك حضرت زهراى اطهر را خارج نمودند و بر بدن آن بانو نماز خواند و او را شبانه بخاك سپردند.
روضه محو شدن قبر فاطمة س از دیده ها تا قیام قائم عج
 وَ سَوَّى عَلِيٌّ ع حَوَالَيْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لَا يُعْرَفَ قَبْرُهَا وَ قَالَ بَعْضُهُمْ مِنَ الْخَوَاصِّ قَبْرُهَا سُوِّيَ مَعَ الْأَرْضِ مُسْتَوِياً فَمَسَحَ مَسْحاً سَوَاءً مَعَ الْأَرْضِ حَتَّى لَا يُعْرَفَ مَوْضِعُهُ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 193
آنگاه حضرت امير در اطراف قبر فاطمه عزيز صورت هفت قبر تشكيل داد كه قبر مطهر فاطمه تشخيص داده نشود. بعضى از خواص گفته‏اند كه قبر حضرت زهراء را با زمين يكسان نمودند تا موضع قبر معلوم نشود.
روضه : یا رسول الله دخترت برایت از ظلمها سخن خواهد گفت.
 وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ‏
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 194
من درد دل خود را براى خدا ميگويم.
دخترت بزودى تو را از اينكه امت تو متحد شدند و حق او را پايمال نمودند آگاه خواهد كرد! جريان را از فاطمه‏ات جويا شو و شرح حال را از وى بخواه! چه غم و غصه‏ هائى كه در دل او جاى گزين شدند! و نميتوانست براى كسى درد دل كند. وى همه آنها را براى تو خواهد گفت. خدا كه بهترين حكم‏ كنندگان‏ است حكم خواهد كرد. 
روضه زیارت و نماز  فاطمة س بر سر قبور شهداء
 وَ فِي رِوَايَةِ أَبَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهَا كَانَتْ تُصَلِّي هُنَاكَ وَ تَدْعُو حَتَّى مَاتَتْ ع 
 كا، [الكافي‏] علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن هشام مثله
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 196
در روايت ابان از حضرت صادق نقل ميكند كه فرمود:
حضرت فاطمه بر سر قبر شهداء نماز خواند و دعا كرد تا از دنيا رحلت نمود.
روضه زمان شهادت فاطمة س
30- مِصْبَاحُ الْأَنْوَارِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ مَاتَتْ فَاطِمَةُ ع مَا بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 201
در كتاب: مصباح الانوار از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: حضرت زهراى اطهر ما بين نماز مغرب و عشاء از دنيا رفت.
روضه غسل حضرت فاطمة س توسط علی ع
33-  ب، [قرب الإسناد] ابْنُ طَرِيفٍ عَنِ ابْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ عَلِيّاً ع غَسَّلَ امْرَأَتَهُ فَاطِمَةَ ع بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 207
 در كتاب: قرب الاسناد از جعفر از پدر بزرگوارش روايت ميكند كه فرمود: حضرت امير جنازه فاطمه دختر پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله را غسل داد.
روضه اولین تابوتی که ساخته شد.
43-  يب، [تهذيب الأحكام‏] سَلَمَةُ بْنُ الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِيهِ عَنْ‏ حُمَيْدِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَوَّلُ نَعْشٍ أُحْدِثَ فِي الْإِسْلَامِ نَعْشُ فَاطِمَةَ إِنَّهَا اشْتَكَتْ شَكْوَتَهَا الَّتِي قُبِضَتْ فِيهَا وَ قَالَتْ لِأَسْمَاءَ إِنِّي نَحِلْتُ وَ ذَهَبَ لَحْمِي أَ لَا تَجْعَلِينَ لِي شَيْئاً يَسْتُرُنِي قَالَتْ أَسْمَاءُ إِنِّي إِذْ كُنْتُ بِأَرْضِ الْحَبَشَةِ رَأَيْتُهُمْ يَصْنَعُونَ شَيْئاً أَ فَلَا أَصْنَعُ لَكِ فَإِنْ أَعْجَبَكِ أَصْنَعُ لَكِ قَالَتْ نَعَمْ فَدَعَتْ بِسَرِيرٍ فَأَكَبَّتْهُ لِوَجْهِهِ ثُمَّ دَعَتْ بِجَرَائِدَ فَشَدَّدَتْهُ عَلَى قَوَائِمِهِ ثُمَّ جَلَّلَتْهُ ثَوْباً فَقَالَتْ هَكَذَا رَأَيْتُهُمْ يَصْنَعُونَ فَقَالَتِ اصْنَعِي لِي مِثْلَهُ اسْتُرِينِي سَتَرَكِ اللَّهُ مِنَ النَّارِ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 213
- نيز در همان كتاب از حضرت صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: اولين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت فاطمه اطهر بود. زيرا آن بانو در آن مرضى كه از دنيا رفت به اسماء فرمود: من لاغر شده‏ام و گوشت بدنم از بين رفته است، آيا يك چيزى كه بدنم را بپوشاند براى من درست نميكنى؟
اسماء گفت: آن موقعى كه من در حبشه بودم يكنوع تابوتى ميساختند، اگر مايل باشى من شكل آن را بتو نشان دهم؟ فرمود: مانعى ندارد. اسماء گفت: يك تختى را آوردند، آنگاه آن تخت را بر عكس بروى زمين نهاد، دستور داد تا شاخه‏هاى خرمائى هم آوردند، آن شاخه‏هاى خرما را به پايه‏هاى آن تخت تابيد و يكپارچه روى‏ آنها انداخت و گفت: اين شكل همان تابوتى است كه من ديدم.
فاطمه اطهر فرمود: نظير اين تابوت را براى من بساز و بدنم را بوسيله آن بپوشان! خدا بدن تو را از آتش محفوظ بدارد!
روضه تسلیت دادن امام حسن ع به امام حسین ع در شهادت مادر س
 وَ سَاقَ ابْنُ عَبَّاسٍ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ لَمَّا تُوُفِّيَتْ ع شَقَّتْ أَسْمَاءُ جَيْبَهَا وَ خَرَجَتْ فَتَلَقَّاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَقَالَا أَيْنَ أُمُّنَا فَسَكَتَتْ فَدَخَلَا الْبَيْتَ فَإِذَا هِيَ مُمْتَدَّةٌ فَحَرَّكَهَا الْحُسَيْنُ فَإِذَا هِيَ مَيِّتَةٌ فَقَالَ يَا أَخَاهْ آجَرَكَ اللَّهُ فِي الْوَالِدَةِ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 214
تا آنجا كه ميگويد:موقعى كه فاطمه اطهر عليها السّلام رحلت كرد اسماء گريبان خود را پاره كرد و خارج شد، آنگاه با حضرت حسنين عليهما السّلام مصادف شد، ايشان به وى فرمودند:
مادر ما كجا است؟ اسماء جوابى نگفت. وقتى آنان وارد خانه شدند ديدند
مادر بزرگوارشان خوابيده است. وقتى امام حسين مادر خود را حركت داد ديد از دنيا رفته است.
سپس بحضرت امام حسن گفت: برادر جان! خدا براى رحلت مادرت زهراء بتو اجر عطا كند!
روضه وصیت نامه کتبی فاطمة س خطاب به علی ع
فَكَشَفَ عَلِيٌّ عَنْ وَجْهِهَا فَإِذَا بِرُقْعَةٍ عِنْدَ رَأْسِهَا فَنَظَرَ فِيهَا فَإِذَا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْصَتْ وَ هِيَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا عَلِيُّ أَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ زَوَّجَنِيَ اللَّهُ مِنْكَ لِأَكُونَ لَكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ أَنْتَ أَوْلَى بِي مِنْ غَيْرِي حَنِّطْنِي وَ غَسِّلْنِي وَ كَفِّنِّي بِاللَّيْلِ وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ ادْفِنِّي بِاللَّيْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِيَ السَّلَامَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ       
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 214
آنگاه حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام صورت مبارك فاطمه زهراء را باز كرد رقعه‏اى نزد سر آن بانوى معظمه يافت كه در آن نوشته بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* اين آن وصيتى است كه فاطمه دختر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله كرده: فاطمه شهادت ميدهد كه خدائى جز خداى يگانه وجود ندارد، حضرت محمّد بنده و پيامبر خدا ميباشد. بهشت بر حق و دوزخ بر حق است، قيامت خواهد آمد و شكى در آن نخواهد بود، خدا كليه افرادى را كه در قبرها مدفونند برانگيخته خواهد كرد.
يا على! من فاطمه دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله ميباشم. خدا مرا در دنيا و آخرت براى تو تزويج نمود.
 يا على! تو از ديگران براى (غسل و كفن) من مقدم هستى، مرا حنوط كن غسل بده، شبانه مرا دفن كن، شبانه بر بدنم نماز بگذار، شبانه بخاكم بسپار، احدى را از فوت من آگاه منماى، من تو را بخدا ميسپارم و تا روز قيامت بفرزندانم سلام ميرسانم.
روضه صدا زدن دوستان برای دفن فاطمة س
فَلَمَّا جَنَّ اللَّيْلُ غَسَّلَهَا عَلِيٌّ وَ وَضَعَهَا عَلَى السَّرِيرِ وَ قَالَ لِلْحَسَنِ ادْعُ لِي أَبَا ذَرٍّ فَدَعَاهُ فَحَمَلَاهُ إِلَى الْمُصَلَّى فَصَلَّى عَلَيْهَا ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ فَنَادَى هَذِهِ بِنْتُ نَبِيِّكَ فَاطِمَةُ أَخْرَجْتَهَا مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ فَأَضَاءَتِ الْأَرْضُ مِيلًا فِي مِيلٍ
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها بحارالأنوار ج : 43 ص : 214
موقعى كه شب فرا رسيد حضرت امير جسد مقدس حضرت فاطمه اطهر را غسل داد و در ميان تابوت نهاد و بحضرت امام حسن فرمود: ابو ذر را بياور، وقتى ابو ذر آمد جنازه مقدس آن بانوى مظلومه را در محل نماز آوردند و بر بدن مباركش نماز خواند، آنگاه دستهاى مبارك خود را بجانب آسمان بلند كرد و گفت:
پروردگارا! اين جنازه دختر پيغمبر تو ميباشد كه تو او را از دنياى ظلمانى بطرف نور بردى و او زمين را ميل بميل نورانى نمود.
گریز عاشوراء؛صدا زدن امام سجاد برای دفن امام حسین ع
صدا زدن امام حسین ع جوانان بنی هاشم را برای بردن علی اکبر ع  به دار الحرب
روضه دور کردن حضرت زهراء ، قاتلینش را از مراسم تشیع جنازه
قَالَ وَ أَوْصَتْهُ أَنْ لَا يُؤْذِنَ بِهَا الشَّيْخَيْنِ فَفَعَلَ 
باب 7-  ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتهابحارالأنوار ج : 43 ص : 218
آنگاه به على وصيت كرد كه به آن دو نفر اجازه تشييع جنازه و نماز ندهد، حضرت وصيت آن بانو را اجرا نمود.
شرح روضه : از مصائب علی ع و صبرش این بود که بعد از دفن فاطمة س با قاتلین فاطمة س یعنی دو بت قریش مواجه شد که مدعی و خواستار شرکت در تشیع جنازه و مراسم فاطمة س بودند.
روضه فریاد عدالت خواهی فاطمة س در قیامت
وَ تَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعَيْ فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر- بحارالأنوار ج : 43 ص : 220
هنگامى كه آن بانو بزير عرش پروردگار ميرسد از آن ناقه فرود مى‏آيد و ميگويد:
اى پروردگار من! ما بين من و آن افرادى كه در حق من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهيد كرده‏اند قضاوت كن. آنگاه از طرف خداى رؤف ندا ميرسد: اى حبيبه و فرزند رسول من از من بخواه تا بتو عطا نمايم. شفاعت كن تا من بپذيرم. بعزت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هيچ ستمگرى از نظر من محو نخواهد شد.
روضه شفاعت فاطمة س از دوستان و محبانش از خداوند
روضه صدا زدن دوستان فاطمة در قیامت توسط پروردگار
فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةُ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي‏ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ ع حَتَّى تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر- بحارالأنوار ج : 43 ص : 220
در همين موقع است كه حضرت زهراء ميگويد: بار خدايا! فرزندان، شيعيان، دوستان، و دوستان دوستان فرزندان مرا بمن ببخش! آنگاه از طرف پروردگار جهان منادى ندا ميكند: فرزندان، شيعيان، دوستان، و دوست دوستان ذريه فاطمه كجايند؟ ايشان عموما در حالى كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند ميايند. سپس فاطمه اطهر جلو ميرود تا ايشان را داخل بهشت مينمايد.
استغاثه حضرت زهراء در قیامت با پیراهن خونی امام حسین ع
3-  ن، [عيون أخبار الرضا عليه السلام‏] بِالْأَسَانِيدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَعَهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدَّمِ فَتَتَعَلَّقُ بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ فَتَقُولُ يَا عَدْلُ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وُلْدِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَيَحْكُمُ لِابْنَتِي وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا 
 صح، [صحيفة الرضا عليه السلام‏] عن الرضا عن آبائه ع مثله 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 220
 نيز در همان كتاب: از پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت ميكند كه فرمود: هنگامى كه روز قيامت فرا رسد دخترم فاطمه در حالى محشور مى‏شود كه لباسهاى خون آلودى با وى خواهد بود، آنگاه يكى از پايه‏هاى عرش را ميگيرد و ميگويد: اى خداى عادل! بين من و قاتل فرزندانم حكم كن!
سپس پيامبر اكرم فرمود: بحق خداى كعبه قسم كه خدا بر له دخترم قضاوت ميكند، زيرا خدا براى غضب فاطمه غضب مينمايد و براى رضايت وى راضى خواهد شد.
روضه شدت گریه فاطمة س برامام حسین ع و گریه ملائک و انبیاء و مومنین بدنبالش
فَإِذَا رَأَتْهُ شَهَقَتْ شَهْقَةً لَا يَبْقَى فِي الْجَمْعِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى لَهَا 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 222
وقتى چشم فاطمه زهراء به حسين عليه السّلام بيفتد يك گريه و ضجه‏اى ميكند كه هيچ ملك و پيغمبر و مؤمنى در محشر نيست مگر اينكه گريان خواهند شد.
روضه محاکمه قاتلین امام حسین ع در مقابل حضرت زهراء س
فَيُمَثِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلًا لَهَا فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ هُوَ يُخَاصِمُ قَتَلَتَهُ بِلَا رَأْسٍ
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 222
در همين موقع است كه خداى توانا مرد نيك صورتى را بنظر آن بانو جلوه ميدهد كه با قاتلان حضرت حسين شهيد مخاصمه نمايد.
روضه عذاب شریکان و تجهیز کنندگان در قتل امام حسین ع
 فَيَجْمَعُ اللَّهُ قَتَلَتَهُ وَ الْمُجَهِّزِينَ عَلَيْهِ وَ مَنْ شَرِكَ فِي قَتْلِهِ فَيَقْتُلُهُمْ حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِهِمْ ثُمَّ يُنْشَرُونَ فَيَقْتُلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ‏ ع ثُمَّ يُنْشَرُونَ فَيَقْتُلُهُمُ الْحَسَنُ ع ثُمَّ يُنْشَرُونَ فَيَقْتُلُهُمُ الْحُسَيْنُ ع ثُمَّ يُنْشَرُونَ فَلَا يَبْقَى مِنْ ذُرِّيَّتِنَا أَحَدٌ إِلَّا قَتَلَهُمْ قَتَلَةً 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 222
آنگاه خداى سبحان قاتلين امام حسين را با آن افرادى كه مددكار آنان بودند و آن اشخاصى كه در ريختن خون آن حضرت شركت نمودند حاضر ميكند . و آن مرد تا آخرين نفر آنان را ميكشد. سپس ايشان را زنده ميكند تا حضرت امير براى دومين بار آنان را بكشد. نيز ايشان را زنده ميكند كه امام حسين عليه السّلام آنان را براى سومين بار بقتل ميرساند.
روضه چه زمانی حزن و غم از محبان اهل البیت ع بر طرف می شود؟
روضه : امام صادق ع چه دعایی در حق باکین و محزونین اهل البیت ع فرمودند؟
فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكْشِفُ اللَّهُ الْغَيْظَ وَ يُنْسِي الْحُزْنَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع رَحِمَ اللَّهُ شِيعَتَنَا شِيعَتُنَا وَ اللَّهِ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ فَقَدْ وَ اللَّهِ شَرَكُونَا فِي الْمُصِيبَةِ بِطُولِ الْحُزْنِ وَ الْحَسْرَةِ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 222
بعد از اين جريان است كه غضب ما و شيعيان ما فرو خواهد نشست. آنگاه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: خدا شيعيان ما را رحمت كند، زيرا ايشان با غم و اندوه طولانى ما شريك ميباشند.
روضه قول فاطمة س که داخل بهشت نمی شوم تا بدانم با فرزندانم چه کردند؟
8-  ثو، [ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ شَرِيكٍ يَرْفَعُهُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَاءَتْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا فِي لُمَةٍ [لُمَّةٍ] مِنْ نِسَائِهَا فَيُقَالُ لَهَا ادْخُلِي الْجَنَّةَ فَتَقُولُ لَا أَدْخُلُ حَتَّى أَعْلَمَ مَا صُنِعَ بِوُلْدِي مِنْ بَعْدِي
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
نيز در كتاب سابق الذكر از پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود: هنگامى كه روز قيامت شود فاطمه زهراء در حالى وارد صحراى محشر مى‏شود كه گروهى از زنان شيعيان در اطراف آن بانو خواهند بود.
 بحضرت زهراء ميگويند : داخل بهشت شو
  وى ميفرمايد: وارد بهشت نميشوم تا بدانم بعد از من با فرزندانم چه عملى انجام داده‏اند.
روضه دیدن فاطمة س بدن مقدس امام حسین ع را بدون سر
فَيُقَالُ لَهَا انْظُرِي فِي قَلْبِ الْقِيَامَةِ فَتَنْظُرُ إِلَى الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَائِماً وَ لَيْسَ عَلَيْهِ رَأْسٌ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
به آن حضرت ميگويند. در ميان جمعيت قيامت نگاه كن.
وقتى نظر ميكند امام حسين عليه السّلام را خواهد ديد كه با بدن بى‏سر ايستاده است! 
روضه فریاد فاطمة س و پیامبر ص و ملائک با دیدن سر مقدس امام حسین ع 
فَتَصْرُخُ صَرْخَةً وَ أَصْرُخُ لِصُرَاخِهَا وَ تَصْرُخُ الْمَلَائِكَةُ لِصُرَاخِنَا فَيَغْضَبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنَا عِنْدَ ذَلِكَ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
زهراء فریادى ميزند كه من ( پیامبر ص ) بوسيله فرياد او فرياد خواهم زد و عموم ملائكه نيز بفرياد ميايند.
روضه جلوه گر شدن سر مقدس امام حسین ع در برابر فاطمة س در قیامت
نگاه فاطمة س به سر مقدس ابا عبدالله ع در روز قیامت
9-  ثو، [ثواب الأعمال‏] ابْنُ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ يَرْفَعُهُ‏ إِلَى عَنْبَسَةَ الطَّائِيِّ
       عَنْ أَبِي خَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُمَثَّلُ لِفَاطِمَةَ ع رَأْسُ الْحُسَيْنِ ع مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
نيز در همان كتاب از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله‏ روايت كرده كه فرمود: هنگامى كه روز قيامت فرا رسد سر مبارك و غرقه بخون امام حسين عليه السّلام در نظر حضرت زهراى اطهر جلوه‏گر خواهد شد.
روضه فریاد داد خواهی فاطمة س برای خون امام حسین ع در قیامت
فَتَصِيحُ وَا وَلَدَاهْ وَا ثَمَرَةَ فُؤَادَاهْ فَتَصْعَقُ الْمَلَائِكَةُ لِصَيْحَةِ فَاطِمَةَ ع وَ يُنَادِي أَهْلُ الْقِيَامَةِ قَتَلَ اللَّهُ قَاتِلَ وَلَدِكَ يَا فَاطِمَةُ قَالَ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ أَفْعَلُ بِهِ وَ بِشِيعَتِهِ وَ أَحِبَّائِهِ وَ أَتْبَاعِهِ
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
 وقتى نظر حضرت زهراء به سر بريده امام حسين بيفتد فرياد ميزند:
اى فرزند مظلوم من! اى ميوه قلب محزون من! بجهت ناله و فرياد حضرت زهراء است كه ملائكه مدهوش ميشوند و اهل محشر عموما فرياد ميزنند و ميگويند:
يا فاطمه! خدا قاتل‏هاى فرزندت حسين را بكشد!! در همين موقع از طرف پروردگار ندا ميرسد: من اين عمل را انجام ميدهم و از قاتل‏هاى حسين و تابعين و دوستان آنان انتقام خواهم كشيد.
روضه عبور  فاطمة س و شیعیانش از پل صراط
ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ يَا أَهْلَ الْقِيَامَةِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ فَهَذِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص تَمُرُّ عَلَى الصِّرَاطِ فَتَمُرُّ فَاطِمَةُ ع وَ شِيعَتُهَا عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ قَالَ النَّبِيُّ ص وَ يُلْقِي أَعْدَاءَهَا وَ أَعْدَاءَ ذُرِّيَّتِهَا فِي جَهَنَّمَ 
باب 8-  تظلمها صلوات الله عليها في القيامة و كيفية مجيئها إلى المحشر بحارالأنوار ج : 43 ص : 223
آنگاه از طرف خداى رؤف منادى ندا ميكند: اى اهل قيامت! چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم از صراط عبور نمايد.
آنگاه پس از آن بانوى معظمه شيعيان و دوستانش مانند برق جهنده از صراط ميگذرند. ولى آن حضرت دشمنان ذريه خود را بدوزخ خواهد انداخت.
روضه زیارت حضرت زهراء س؛ یا ممتحنة ...
روضه سلام در بقیع مقابل قبر امام حسن ع به حضرت زهراء س
 تقف على قبرها بالبقيع و هو القبر الذي فيه ولدها الحسن ع و تقول السلام عليك يا ممتحنة امتحنك الذي خلقك قبل أن يخلقك فوجدك لما امتحنك به صابرة و نحن لك أولياء و مصدقون و لكل ما أتى به أبوك صلى الله عليه و آله و أتى به وصيه عليه السلام مسلمون و نحن نسألك اللهم إذ كنا مصدقين لهم أن تلحقنا بتصديقنا لهم بالدرج العليا لنبشر أنفسنا بأنا قد طهرنا بولايتهم عليهم السلام 
                         كتاب‏المزار ص : 179
زیارت و سلام بر حضرت زهراء س و لعن بر قتلة حضرت فاطمة س
 1-  و قد روي أن قبرها ع عند أبيها رسول الله ص فإذا أردت زيارتها فقف بالروضة و قل السلام عليك يا رسول الله صلى الله عليه و آله السلام على ابنتك الصديقة الطاهرة السلام عليك يا فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله يا سيدة نساء العالمين أيتها البتول الشهيدة الطاهرة لعن الله مانعك إرثك و دافعك عن حقك و الراد عليك قولك لعن الله أشياعهم و أتباعهم و ألحقهم بدرك الجحيم صلى الله عليك و على أبيك و بعلك و ولدك الأئمة الراشدين و عليهم السلام و رحمة الله و بركاته 
                         كتاب‏ المزار ص : 180
التماس دعا از ذاکران محترم – محمد حسین تابع منش

صفحه اصلی

گالری

چهارده معصوم (ع)

دیگر مناسبت ها

احادیث

اخبار هیئت

آموزش

متفرقه

دانلود

تماس با ما

عضویت / ورود