اشعار زبانحال حضرت زهرا(س)باحضرت علی(ع)

دم  آخـر  وصـیـتـی  دارم

ای علی جان به خاطرت  بسپار

نیمه  شب ها  حسـیـن  دلـبـنـدم

با  لـب  تـشـنـه  می شود  بیدار

بار سنگین  این  وصیـت   را

از سر شانه های  من   بردار

قبل   خوابیدنش  عزیـز   دلـم

ظرف  آبی  برای  او   بگذار

گریه  کردم  زغربتش  دیشب

تا سحر سوختم  برای  حسین

با همین دست  ناتوان  امروز

پیرهن  دوخـتم  برای  حسین

کفنش  را  به  زیـنـبـم  دادم

حرف های  نگفته  را  گفتم

چند ساعت برای دختر  خود

فقط  از  رنج  کربلا   گفـتـم

 وحید قاسمی

*****

گر زردم، اگر خشکم، درخت رو به پاییزم

تمام برگ هایم را به پاهای تو می ریزم

چه جذاب است دریای پر امواج نگاه تو

بیا بنشین کنار من که از شوق تو برخیزم

تو آن تنهاترین هستی، تو آن خانه نشین هستی

من آن تنها زنی هستم که از عشق تو لبریزم

الا ای دست بسته، دست هایم را نمی گیری؟

که شاید این دم آخر به دامانت بیاویزم

الهی بشکند دستی که باعث شد در این شب ها

 از این که مقنعه از چهره بردارم، بپرهیزم

غریبی، خوب می دانم ولی کمتر بیا خانه

خجالت می کشم وقتی به پایت بر نمی خیزم

 علی اکبرلطيفيان

*****

در کوچه پا به پای علی، یا علی مدد

جان می‌دهم برای علی، یا علی مدد

وقت ظهور سرّ فدیناه آمده

کوچه شده منای علی، یا علی مدد

قامت خمیده در وسط کوچه می شوم

طوفان لافتای علی، یا علی مدد

مولای من امام من آقای من علی‌ست

حیّ علی الرّضای علی، یا علی مدد

شمشیر روی رهبر من می‌کشند؟ آه!

سر می‌دهم به جای علی، یا علی مدد

دستم شکست و دست علی را گشوده ام

من می‌خرم بلای علی، یا علی مدد

محسن شهید و... فاطمه هم رو سپید شد

هستی من فدای علی، یا علی مدد

این پهلوی شکسته‌ی زهرا ودیعه ای‌ست

بین من و خدای علی، یا علی مدد

هر کس شود فدائی رهبر مقدس است

در مکتب ولای علی، یا علی مدد

سرخی خون فاطمه نقش است تا ابد

بر سینه‌ی لوای علی، یا علی مدد

 یوسف رحیمی

*****

صفحه اصلی

گالری

چهارده معصوم (ع)

دیگر مناسبت ها

احادیث

اخبار هیئت

آموزش

متفرقه

دانلود

تماس با ما

عضویت / ورود